بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
جنگل های هیرکانی به عنوان دومین میراث طبیعی ایران، بر اساس معیار 9 گانه به شماره 1584 در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد تا این میراث باستانی یگانه به نام ایران و برای جهانیان تا ابد باقی بماند اما این اطلس تمام نمای نقاشی الهی چهار دهه نگران این معضل فراگیر بوده که عذاب آور شده است.

جنگل های هیرکانی به عنوان دومین میراث طبیعی ایران، بر اساس معیار 9 گانه به شماره 1584 در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد تا این میراث باستانی یگانه به نام ایران و برای جهانیان تا ابد باقی بماند اما این اطلس تمام نمای نقاشی الهی چهار دهه نگران این معضل فراگیر بوده که عذاب آور شده است.
این عرصه ها، مانند نواری سبز به طول 850 کیلومتر کناره های جنوبی دریای خزر را پوشانده است و تغییرات بارشی و ارتفاعی زیاد، تنوع در شرایط اکولوژیکی از خاور تا باختر، تنوع بی مانند در گونه های گیاهی و جانوری از جمله ویژگی های برجسته این شناسنامه تاریخ طبیعی ایران است.
جنگل های شمال یا هیرکانی با 2 میلیون هکتار وسعت از آستارا در شمال استان گیلان شروع می شود و تا گُلی داغ در شرق استان گلستان به طول تقریبی 800 کیلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر پراکنش دارد. بخشی کوچکی از جنگل های هیرکانی هم معادل 20 هزار هکتار در کشور آذربایجان قرار دارد.
داشته های این شناسنامه طبیعی همین بس که دارای 90 گونه درختی و 211 گونه درختچه ای و هزار و 558 گونه علفی و بوته ای است، مساحت آن در حدود یک درصد جنگل های اروپا ولی تعداد گونه های آن 16 درصد گونه های موجود در کل قاره اروپاست.
نیک می دانیم - جنگل یک اقلیم حیات بشری است که تاکنون در همدستی آدم، عالم را به زیبایی درخت و شبنم و نسیم ملایم مداوا کرده است، خیزش و تنوع مراتع جنگلی و توسعه اقلیم آن بر زندگی بشریت امری است واضح و چشم پوشی از پوشش های درخت و گیاهان جنگل امری نابخشودنی است.
آری - چشم انداز جنگل با ذوق و بالندگی اذهان آدمی آمیخته است و رشد و باورکردنش امری است واجب. نقش بشر در کره زمین و ایجاد جو مناسب برای استمرار حیات بشر مرهون نقش شایسته موجودیت آن است.

جنگل ریه آدمی که جایگاه حساس حیات آدمی است، همه موجودات اعم از روی خاک و زیر آب مرهون نقش آفرینی جنگل و زایش اکسیژن در طبیعت است، برگ درختان سبز در نظر هوشیار - هر ورقش دفتری است معرفت کردگار، ایجاد و جو مناسب و عمیق و گسترده در فضای بیکران آن آسمان و زمین و مملو از عنصر حیاتی بشریت(اکسیژن) که در تارو پود سلول های جانوری و گیاهی نقش بسزایی دارد.
بر علم و حکمت بشری پوشیده نیست و از دیرباز انسان های قدیم و جدید بر ادامه و حمایت و حراست و حفاظت عرصه های جنگلی و به ویژه درخت و درختکاری همت والایی داشته اند و حتی در عصر نوین که با اختراعات مختلف دست از حمایت از توسعه جنگل دست بر نداشته اند اما پدیده مرموز و غیر قابل کنترل زباله و توسعه پیشرفت تکنولوژی و آغاز فصل نوین از تنوع محصولات جدید عرضه حیات را بر جنگل و توسعه آن محدود کرده است.
تبدیل استخراج معادن و تولید محصولات غیرقابل تجزیه در طبیعت از یک طرف و از طرف دیگر توسعه روز افزون مواد زائد و افزایش ضایعات متنوع بشر باعث ایجاد محیط نامناسب در طبیعت می باشد، دپوی ضایعات و جمع آوری آن از هر شهر و روستا خود مسبب این پدیده می باشد.
آنچه در طبیعت جنگل شمال در پنج دهه اخیر به وضوح دیده می شود انتقال حجم عظیمی از ضایعات صنعتی و بشری در عمق و قلب این جنگلهاست که نه تنها بر زیبایی و رشد درخت جنگلی صدمات جبران ناپذیری اعمال می کند بلکه در سراشیب مناطق جنگلی باعث جاری شدن و نشت شیرابه های فاضلاب ناشی از این پدیده بسیار نگران کننده شده است.
متاسفانه تخمیر و تعدیل زباله های دپو شده در ارتفاعات جنگلی و ازدحام زباله ها در دره های زیبای آن و ورود این شیرابه ها در رگه های ریشه گیاهان و درختان همانند رودهای سمی جریان یافته اند و در مسیر ممتد خود به جای تزریق اکسیژن و آب در ریشه های درختان سموم مرگ آفرین را همانند مواد غذایی خاک تزریق می کنند و به جای مواد غذایی پاک و آب زلال و انتقال اکسیژن به درخت سم های خطرناک و سموم ناپاک را در شریان های درختان ساری و جاری می کنند.
زخم ناپاک جنگل و پدیده های رخ داده های صنعتی و بشریت در جنگل های شمال به ویژه در جنگل های مازندران بوضوح دیده می شود و پس از گذشت چهار دهه حجم عظیمی از زباله ها هنوز بر قامت زیبای درختان سنگینی می کند که روزنه های تنفس جنگل را مسدود کرده است.
زباله های شهری و صنعتی مسموم ترین پدیده های بشری است که اثرات زیست محیطی مخربی را بر جای می گذارد و این پدیده محیط زیبای جنگل را نابود و در انهدام حتمی سوق می دهد.
استان های شمالی بخصوص مازندران در عمق فاجعه زیست محیطی و نبود مدیریت دفع زباله های صنعتی و شهری در حال اضمحلال و مرگ و نیستی است، آنوقت که مرگ جنگل فرا رسد جایگاه بشر در طبیعت و استمرار حیاتش امکان پذیر نیست.
بنا به آمار موجود بیش از 64 درصد از مکان های تخلیه زباله استان های شمالی در عرصه های جنگلی، 26 درصد در اطراف رودخانه ها و حدود 10 درصد در مناطق مرتعی واقع شده که با توجه به عبور اغلب رودخانه ها از مناطق جنگلی می توان تخمین زد بیش از 90 درصد مکان های تخلیه و دپوی زباله ها در مناطق جنگلی است.

در حالی که فقط هفت درصد سطح ایران را جنگل پوشانده است یعنی کشورمان از نظر میزان پوشش جنگلی در کشورهای کم پوشش حداقل سرانه جنگلی برای هر نفر یعنی حدود 2 دهم هکتار را داراست که نیاز نیست حدیث مفصل از این میراث تاریخی خواند.
با توجه به سکونت جمعیت ده ها میلیونی در ضلع جنوبی و شمالی کوه های البرز، جنگل های شمال همچنان با انواع تهدید، تخریب و تصرف روبرو است در نوشتار بعدی به آن اشاره خواهم کرد اما امروز چرا کسی به فکر جنگل نیست، تخریب این گنجینه زیستی در عصر مدیریت دانایی و آگاهی انسان چه توجیه ای دارد؟ این سرمایه ملی و جهانی چرا با چنگ و دندان حفظ نمی شود. آیندگان از بی توجهی متولیان امر آیا قضاوت مطلوب خواهند کرد.؟
همه می دانیم که ارزش جنگل های شمال قابل مبادله با جنگل های دنیا نیست و بسیار با ارزش بوده به طوری که هر هکتار جنگل به طور متوسط حدود هزار و 500 متر معکب آب را در سال ذخیره می کنند، با توجه به این ظرفیت های طبیعی چرا باید چراغ این بزرگترین نیروگاه اکسیژن کشور خاموش شود.
وجود غده چرکین لاینحل یعنی دفع زباله در جنگل این سوول را در اذهان جامعه مطرح کرده است که چرا استان های شمال هنوز توفیقات در حوزه پسماند بدست نیاوردند؟ چرا با وجود نابودی شماری از گونه های جانوری و گیاهی و آلودگی آبهای زیرزمینی و سطحی ناشی از انباشت زباله در عرصه های بکر جنگلی مسوولان همچنان دست روی دست گذاشته اند و دل خوش از آن هستند روز و روزگاری این غده چرکین کالبد شکافی خواهد شد.
بر اساس آمار موجود حدود 170 سال است که روش های مختلفی برای مدیریت زباله در جهان اجرا می شود اما متاسفانه در جنگل های شمال و حتی در کل کشورمان به دلایل مختلف با مشکل پسماند رو به رو هستیم و پرونده این چالش فراگیر روز به روز قطورتر می شود حال چرا از تجربه کشورهای موفق در این زمینه بهره نمی گیریم.
به عنوان نمونه از مجموع حدود 30 سایتی که محل دفن زباله در استان مازندران وجود دارد 10 سایت را در جنگل های سوادکوه، چالوس و تنکابن مشاهده می کنیم که آلودگی آبهای زیرزمینی، فرسایش، سست شدن خاک، رانش، از دست رفتن خاک و فرسایش جنگل مهم ترین نگرانی است که به صورت زنجیروار، تخریب خاک جنگل را تشدید می کند.

از پیامدهای منفی دپوی زباله این که - درخت انجیلی که از درختان زیبا و مقاوم جنگل های شمال است که در اثر شیرابه های زباله درحال از بین رفتن هستند. دیگر این که کارشناسان منشاء بسیاری از بیماریهای لاعلاج دراین مناطق را آلودگی آبهای زیرزمینی و چرای دام در مراتع آلوده به شیرابه زباله می دانند و فاجعه ای بدتر این که برخی از رودخانه شمال به خاطر آلودگی ناشی از زباله ها و شیرابه های آن جزو آلوده ترین آبراه های دنیا معرفی شده است.
امروز کشورهای پیشرفته و برخی کشورهای درحال توسعه نزدیک به 70 درصد زباله های تولیدی خود را بازیافت می کنند که این میزان در کشور ما به کمتر از 20 درصد می رسد، چرا طرح تفکیک زباله از مبدا در ایران بدون نتیجه و ناقص اجرا می شود، مشکل کار در کجاست در فرهنگ سازی یا نبود زیرساخت های لازم و یا جدی نگرفتن آموزش.
چرا احداث کارخانه های تبدیل زباله به انرژی و تولید کمپوست از زباله و احداث سیستم های تصفیه فاضلاب در استان های شمالی جدی گرفته نشده است و در همه ادوار مسوولان یکی بعد از دیگری که مسوولیت را بر عهده می گیرند می گویند این طرح باید تهیه شود یا در دست تهیه است و این خبرهای تکراری هر چند سال سر تیتر رسانه ها می شود.
افزون بر این - در جهان جدید، زباله در حکم طلایی است که به منبع درآمد بسیاری از کشورها و حتی خانواده ها تبدیل شده است، این عدم موفقیت در کشور ما آیا به معنی ناتوانی در مدیریت حل مشکل یا استفاده نکردن از فرصت ها و ظرفیت ها نیست.
زباله ای که در دنیای امروز طلای کثیف محسوب می شود و از آن 300 ماده به دست می آید و در کشورهایی همچون سوئد و ایتالیا استفاده بهینه ای از زباله صورت می گیرد اما در کشورمان در بخش صنعت گردشگری آن را معضل می دانیم که می توان به دانش و تخصص مدیران این حوزه شک کرد.
در راستای اقتصاد سازی زباله هم می توان گفت با توجه به دارا بودن دانش فنی روز دنیا تقریباً تمام پسماندها قابل بازگشت صحیح به چرخه مصرف هستند و می توان علاوه بر اشتغال زایی سود قابل توجهی را نیز از آن کسب کرد پس مسوولان نهادهای مربوط در تحقق این امر مهم چرا تلاش نکرده اند و در زمانه که ثانیه برای حل مشکلات تاثیرگذار بوده مدیران نباید زمان را با سیاست های غلط شان نادیده بگیرند.
کارشناسان امر نیروگاه زباله سوز را یکی از مهم ترین راهکارهای کنترل و کاهش آلودگی های ناشی از زباله برشمردند، در شمال کشور چرا به این امر مهم توجه نشده است و چه کسی مسبب تاخیر راه اندازی این امر مهم است و خسارتهای میلیاردی ناشی از اقدام نکردن این طرح ها را چه کسی پاسخگوست.
خجالت آور نیست به گفته کارشناسان، زمانی 104 گونه آبزی در دریای خزر می زیستند اما به واسطه ورود زباله و شیرابه های آن به دریا برخی از این گونه ها منقرض شده است و به همین علت نیز برخی گونه های کمیاب گیاهی و جانوری به دلیل دپوی زباله در جنگل ها منقرض شده اند که امروز قصه آنها را در کتاب می خوانیم.
دردی بدتر از موارد یادشده این که استان مازندران به خاطر بالا بودن سطح آب های زیرزمینی و رها شدن زباله در طبیعت و دفع غیربهداشتی زباله و رسوخ شیرابه زباله، به قطب سرطان کشور تبدیل شد. چرا نهادهای بهداشتی نقش خود را ایفا نکردند و برای برون رفت از این چالش بر افزایش آگاهی های جامعه نیفزودند و یا نهادهای دخیل چرا برای برون رفت از این بحران سیاست واحد ملی اتخاذ نکردند.

در مازندران روزانه حدود سه هزار و 100 تن پسماند تولید می شود که حدود 2 هزار تن متعلق به شهرها و یک هزار و 100 تن هم مربوط به روستاهای استان است.
طبق آمار جهانی روزانه 3.5 میلیون تن زباله در سراسر دنیا تولید می شود که سهم ایران در تولید زباله 40 هزار تن در روز است که 15 درصد زباله جهان را تولید می کند، چرا نهادهای مربوط برای حل بحران زباله در ایران و به ویژه در جنگل های شمال اتاق ویژه تحقیقات و پژوهش راه اندازی نکرده اند تا کارها با متد علمی پیش برود.
مازندران در مجموع حدود 54 درصد از عرصه های جنگلی شمال کشور را در اختیار دارد و همچنین نیمی از جنگل های هیرکانی ثبت شده در سازمان جهانی یونسکو در جغرافیای مازندران واقع است. سرانه تولید زباله روزانه در استان های شمالی بیش از 6 هزار تن است که این رقم در ایام گردشگری به مراتب بیشتر می شود.
بنا به تحقیقات متخصصان امر هر تن زباله 300 تا 500 لیتر شیرابه تولید می کند، بر این اساس سرانه تولید شیرابه جمعیت فعلی سه استان شمالی کشور سه میلیون و 800 هزار لیتر برآورد می شود، هر میلی لیتر شیرابه حاوی 100 میلیون باکتری بیمازی زا و عامل انتقال 118 نوع بیماری حاد هم است. با توجه به این آمارها آیا اظهارات امروز متولیان امر که همه چیز گل و بلبل است و می گویند جای نگرانی نیست، درست است.؟
علاوه بر پراکندگی زباله در حاشیه جاده ها و عرصه های جنگلی در زمان حاضر در 42 واحد بزرگ جنگل های هیرکانی روزانه به طور متوسط بیش از 2 هزار تن زباله در مناطق انباشته می شود، از این 42 واحد، 28 مرکز در جنگل و 11 مرکز در مناطق تالابی و سه مرکز در مرتع قرار دارد.
با این توصیف - شمال کشور در حال غرق شدن در پسماندها است و موضوع دفع زباله در جنگل های هیرکانی آن قدر بغرنج و پیچیده شده است که می توان گفت همه این مناطق گردشگرپذیر قربانی پسماند شده اند که تا امروز هیج نهادی برای برون رفت وضعیت فاجعه بار محیط زیست استان های شمالی تدبیر نکرده است، چرا موضوع زباله های رها شده در کوه، جنگل و دریای شمال به عنوان دستور العمل جدی مسوولان نهادهای مربوط قرار نگرفته است. همه مسوولان ذیربط ادوار گذشته تا امروز باید پاسخگوی این بحران و خسارت های ناشی از آن باشند.

ادارات کل حفاظت محیط زیست استان های شمالی به ویژه مازندران چرا به خبرها و جلسات و همایش های تکراری بی نتیجه دلخوش کرده اند و مسوولان آنها تا امروز اگر برای رفع غده چرکین زباله و دیگر مشکلات فرارو راه حلی علمی ارایه می کردند و به نتایج تحقیقات را به ثمر می رساندند امروز سرنوشت جنگل های هیرکانی چنین بحرانی نمی شد که با انواع تهدید و تخریب و تصرف مواجه است.
چرا سازمان منابع طبیعی و نهادهای تابعه مستقر در استان های شمالی به عملکردهای کمی بی نتیجه و ارایه گزارش های سطحی دلخوشند و فقط به بیان آمارهای روتین بخش های مختلف منجمله انباشت زباله در جنگل اکتفا می کنند، آیا مدیران این نهاد نمی توانستند با توجه به دانستن عواقب انباشت زباله در جنگل، جلوی این اقدام تخریبی را می گرفتند و دهها چراهای دیگر که باید به جامعه امروز و فردا پاسخ دهند.
چرا استانداری های استان های شمالی، فرمانداری ها و شهرداری های و ادارات منابع طبیعی همجوار جنگل های شمال برنامه و نقشه علمی برای حل بحران زباله در شهرشان و مهمتر جنگل های منطقه ارایه نکرده اند و اگر طرحی مطالعاتی با حضور و مشارکت نخبگان و متخصصان امر ارایه شده کجاست و نتیجه خروجی آن چه بوده است؟ اگر تعداد همایش ها و جلسات مربوط به زباله این نهادها وزن شود بدون شک وزن این همایش ها از وزن جنگل های شمال بیشتر خواهد شد آری - به عمل کار بر آید نه به شعار.
امروز که پسماند به گفته کارشناسان امر ابر چالش استان های شمالی است نیاز است تا برای حل برون رفت این چالش و مشکلات مربوط دیگر نیز از نخبگان و محققان و متخصصان امر بهره گرفت تا با انجام تحقیقات علمی طرحی اصولی تهیه و تدوین و اجرایی شود که در هر دوره ای با توجه به تغییرات در سطوح مدیریت ها هر مسوولی بر همان مدار معین امورات را پیگیری و به سرانجام برساند و آنگاه به حرف جنگل گوش داد و عمل کرد.
** رییس دفتر ایرنا در غرب مازندران
{{name}}
{{content}}