بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
حدیث نظری، نابغه قرآنی گفت: قرآن برای من فقط یک کتاب نیست، همچون نفس کشیدن است؛ گاهی بی آنکه متوجه شوم، با آیه ای زنده می مانم.
گاهی صدای قرآن نه از محراب، بلکه از دل یک رابطه می جوشد؛ از پیوندی خواهرانه که آیات را به زندگی گره می زند و حفظ را به همدلی. حدیث و ثنا نظری، دو خواهر حافظ کل قرآن و نابغه قرآنی، از همان صداها هستند. دو همراه بی ادعا که نه تنها در حفظ، بلکه در فهم، اجرا و ترویج قرآن، قدمی مؤثر و متفاوت برداشته اند. حدیث نظری، حافظی جوان و نخبه، در کنار خواهر کوچکش، با سبک ویژه اجراهای دونفره و نگاه هنری به مفاهیم وحی توانسته اند توجه بسیاری از فعالان و مخاطبان قرآنی را به خود جلب کنند. در ادامه گفت وگوی صمیمانه خبرنگار ایکنا از اصفهان را با حدیث نظری می خوانیم؛ از خاطراتی ناب، معجزه ای کودکانه، اشکی بی واسطه و رسالتی بزرگ در برابر قرآن تا روایت دختری که در آغوش آیات قد کشیده است.
دختری در آغوش آیات که با هر واژه قد می کشد و با هر مرور، جان می گیرد.
چندین مورد وجود داشته؛ مهم ترینش زمانی بود که خواهرم ثنا زبان باز کرد و بدون آنکه هیچ آموزشی دیده باشد، آیات قرآن را از حفظ می خواند. من هر روز آیات را مرور می کردم و خواهرم فقط صدایم را می شنید؛ اما شنیدن ساده نبود، نوعی معجزه بود؛ معجزه ای که با زبان کودکانه اش به من ثابت کرد قرآن زنده و جاری است و حتی گوش دادن هم می تواند کسی را حافظ قرآن کند.
گاهی فقط بستن چشم و مرور آیه ای نظیر «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ؛ هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، بگو: یقیناً من نزدیکم...» (بقره/ 186) برای رسیدن به آرامش کافی ست. برای من قرآن فقط یک کتاب نیست، همچون نفس کشیدن است؛ گاهی بی آنکه متوجه شوم، با آیه ای زنده می مانم.
بله، گاهی در قالب نوشتن متن ها یا پست های تأثیرگذار در فضای مجازی و صفحه اینستاگرام. فکر می کنم ترکیب پیام قرآن با زبان روز می تواند دل های بیشتری را به سمت نور هدایت کند.
همراهی همیشگی. خواهربودن برای من فقط نسبت خونی نبود، مسئولیت بود. ثنا وقتی به دنیا آمد، من قرآن را حفظ کرده بودم و باید مراقب می بودم چه می گویم، چه پخش می کنم و چه الگویی می سازم. ما در مسیر حفظ و تدبر در کنار هم بودیم و هستیم؛ هم انگیزه می دهیم و هم از یکدیگر یاد می گیریم. خواهربودن، یعنی همیشه آینه ای روبه رویت وجود دارد که رشدت را شتاب می دهد.
ما با هم اجرا می کنیم، نه تنها در مقام دو حافظ، بلکه دو خواهر. در اجراهای مان پیوندی را به نمایش می گذاریم که ارتباط خواهرانه ما را به نمایش می گذارد. روش های متفاوتی را در محافل اجرا می کنیم که اجرا و جذابیت بخشی از آن ها به حضور خواهرم وابسته است. این همدلی و همراهی، محتوای اجرا را زنده تر و انتقال پیام را مؤثرتر می کند.
وقتی در دعای کمیل خواندم: «إلهی وَ رَبّی مَن لِی غَیرُکَ؟ ای معبود و خدای من به جز شما چه کسی را دارم؟» در آن لحظه احساس کردم که در این دنیا هیچ شخصی جز او نمی تواند در تنهایی ها، بحران ها و مشکلات به من پناه دهد.
فکر می کنم از من می خواست با زبان نسل امروز، با مهر و فهم، قرآن را معرفی کنم. ایشان فقط حفظ آیات را از من نمی خواست، بلکه زنده کردن معانی در زندگی مردم را انتظار داشت. شاید هم از من می خواست تا به نسل خودم نشان بدهم که قرآن کتابی برای قرن های قبل نیست، برای امروز هم است، برای دل های پرسؤال، برای ذهن های تشنه معنا. فکر می کنم می گفت: «قرآن را فقط حفظ نکن، بلکه زندگی کن؛ آن وقت مردم به سویش می آیند.»
زهراسادات محمدی
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}