بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
امام علی(ع) در بخش اول خطبه 213 نهج البلاغه از حقوق متقابل والی و رعیت سخن می گوید. به بیان قانونی کلی درباره حقوق می پردازد و می فرماید: «حق، همواره دو سویه است؛ هرکس بر دیگری حق دارد او نیز به نوعی دارای حق بر آن شخص است» که این مسئله مهمی است.
امام علی(ع) تنها فردی است که از میان همه گذشتگانی که سخنی از آنها به جا مانده، به آخرین مرحله فصاحت و بلاغت رسیده و گفتار او اقیانوس بیکرانه ای است که سخن هیچ مبلغی به پای آن نخواهد رسید.
سخنانی که در قالب خطبه ها، نامه ها و حکمت ها گردآوری شده و مفسران دینی تفسیرهایی در رابطه با آن ها داشته اند که هرکدام از یک دید و سلیقه به این موضوعات پرداخته اند، بر این منوال ما در ایکنا بر این شدیم که ابتدا تفسیری از خطبه های امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه در اختیار مخاطبان قرار دهیم که برای رسیدن به این هدف از منابع مختلفی مانند تاریخ الخلفاء، بحارالانوار جلد 71 و میزان الحکمه – جلد6 استفاده می شود که در ادامه با موضوع «حقوق متقابل برای همه» آن را می خوانید.
امام علی(ع) در خطبه 216 نهج البلاغه می فرماید: «و من خطبة له (علیه السلام) خَطَبَها بصفین: أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً بوِلَایَةِ أَمْرِکُمْ، وَ لَکُمْ عَلَیَّ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ الَّذی لِی عَلَیْکُمْ؛ [وَ الْحَقُ] فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الْأَشْیَاءِ فِی التَّوَاصُفِ وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ، لَا یَجْرِی لِأَحَدٍ إِلَّا جَرَی عَلَیْهِ، وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ إِلَّا جَرَی لَهُ؛ وَ لَوْ کَانَ لِأَحَدٍ أَنْ یَجْرِیَ لَهُ وَ لَا یَجْرِیَ عَلَیْهِ لَکَانَ ذَلِکَ خَالِصاً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ دُونَ خَلْقِهِ، لِقُدْرَتِهِ عَلَی عِبَادهِ وَ لِعَدْلِهِ فِی کُلِّ مَا جَرَتْ عَلَیْهِ صُرُوفُ قَضَائِهِ، وَ لَکِنَّهُ سُبْحَانَهُ جَعَلَ حَقَّهُ عَلَی الْعِبَاد أَنْ یُطِیعُوهُ وَ جَعَلَ جَزَاءَهُمْ عَلَیْهِ مُضَاعَفَةَ الثَّوَاب، تَفَضُّلًا مِنْهُ وَ تَوَسُّعاً بمَا هُوَ مِنَ الْمَزید أَهْلُهُ، خطبه ای از آن حضرت(ع) در صفین: اما بعد، خداوند برای من که ولیّ امر و زمامدار شما هستم، بر شما حقی مقرر داشته و همان گونه که مرا بر شما حقی است، شما را نیز بر من حقی است. هنگامی که در باره حق گفتگو می شود، حق گسترده ترین چیزهاست و به هنگام انصاف خواهی از یکدیگر حق دقیق ترین و تنگ میدان ترین امور است. آنسان، که کسی را بر دیگری حقی است آن دیگر را نیز بر او حقی خواهد بود. کسی که بر همگان حق دارد و هیچ کس را بر او حقی نیست، خدای تعالی است، نه هیچ یک از بندگانش. زیرا اوست که بر آفریدگان خود توانایی دارد و عدلش در هر چه قضایش بر آن جاری گردد، نمایان است. و او حق خود را بر بندگان در آن قرار داد که اطاعتش کنند و جزای طاعتشان را دو چندان بر عهده گرفت. این فضل و بخشایشی است از سوی او و بخشندگی بسیار است که او را در خور است و بس.»
خطبه 213 نهج البلاغه از خطبه های مهم این کتاب نفیس است که امام علی(ع) در زمان و مکان خاصی؛ یعنی در جنگ صفین ایراد فرموده و مباحث مهمی را در بردارد و عمدتاً از چهار بخش تشکیل شده که در بخش اول از حقوق متقابل والی و رعیت (زمامداران و توده های مردم) سخن می گوید. به بیان قانونی کلی درباره حقوق می پردازد و می فرماید: «حق، همواره دو سویه است؛ هرکس بر دیگری حق دارد او نیز به نوعی دارای حق بر آن شخص است» که این مسئله مهمی است.
در بخش دوم حقوق حاکمان بر مردم و حقوق مردم را بر حاکمان تشریح می کند و در همین بخش بر این معنا تأکید می فرماید که نه اصلاح مردم بدون اصلاح حاکمان ممکن است نه اصلاح حاکمان بی اصلاح مردم؛ یعنی این دو در یکدیگر تأثیر متقابل دارند.
بخش سوم در واقع پاسخی است که امام علی(ع) به یکی از یارانش داد؛ او تعریف و تمجید فراوانی از امام کرد و وفاداری کامل خود را به پیشگاه آن حضرت عرضه داشت، امام در پاسخ او تواضع فراوانی نمود و فرمود: «من هرگز ثناگویی و تعریف و تمجید را خوش ندارم، چرا که همه عظمت ها مخصوص ذات پاک خداست.»
در بخش چهارم از روابط صحیح حاکمان و مردم سخن به میان آمده و بدین معنا تأکید شده که حاکمان باید از متملقان و چاپلوسان بپرهیزند و به عکس آماده شنیدن نقد نقادان و خرده گیری خرده گیران باشند تا جامعه رو به سوی صلاح و فلاح حرکت کند. (1)
امام علی(ع) در آغاز این خطبه همه یاران خود را به اتحاد و انضباط از طریق بیان حقش بر امت دعوت می کند و به مسئله مهمی در باب حکومت اسلامی اشاره می کند که در واقع با همه حکومت های آن زمان متفاوت بود. حکومت های استبدادی همه چیز را از آن خود می دانستند و رعایا را همچون بردگان که باید چشم و گوش بسته اطاعت کنند و اگر چیزی برای رعایا قایل بودند نوعی منت و تفضل بود؛ نه حق، در حالی که امام علی(ع) می فرماید: حکومت اسلامی در واقع مرکب از دو حق متقابل است: حق زمامداران بر مردم و حق مردم بر زمامداران که هر دو سنگین و پرمسئولیت است.
سپس به قاعده ای کلی و بسیار فراگیر در فرهنگ اسلامی اشاره کرده و می افزاید: «حق در مرحله بیان، از هر چیز وسیع تر است و همه از آن دفاع می کنند، ولی در مرحله عمل از هر چیز سخت تر و پیچیده تر است (چرا که) حق به نفع کسی جریان نمی یابد مگر اینکه در برابر آن حقی به گردن او قرار می گیرد (و مسئولیتی برای او به وجود می آورد) و حق بر گردن کسی نمی آید مگر اینکه به نفع او حقی بر دیگری خواهد بود.»
در واقع امام علی(ع) در این عبارت به دو نکته اشاره می فرماید: نخست اینکه همه انسان ها با واژه حق آشنا هستند و هر کس دم از طرفداری حق می زند و برای حفظ منافع خود زیر چتر این واژه قرار می گیرد، در حالی که هنگام عمل برای ادای حقوق دیگران بسیار سخت گیر است، گویی حق را یک طرفه می داند، بنابراین امام(ع) در بیان نکته دوم به این اصل اساسی اشاره می کند که در هیچ مورد حق یک جانبه وجود ندارد، در همه جا بدون استثنا اگر حقی برای کسی قرار داده شود طرف مقابل نیز حقی بر او پیدا می کند؛ مثلاً استاد بر شاگرد خود حق دارد، زیرا او را تعلیم داده و تربیت آموخته است. به یقین شاگرد نیز بر استاد حق دارد، زیرا هنگامی که فکر و عمر و جوانی خویش را در اختیار استاد قرار می دهد باید در تعلیم و تربیت او بکوشد و چیزی فروگذار نکند.
اگر طلبکار حقی بر بدهکار دارد که باید آن را به موقع ادا کند، بدهکار نیز حق متقابلی دارد و آن اینکه اگر توان پرداخت را نداشته باشد به او مهلت دهد، اگر مردان حقوق متعددی بر همسران خود دارند زنان آنها نیز حقوق بسیاری بر گردن شوهران دارند، در مورد پدر ومادر و فرزند نیز این مسئله کاملا ًنمایان است نه فقط پدر و مادر بر فرزند حقوق سنگینی دارند، بلکه فرزندان نیز بر آنها حقوق بسیاری دارند. اگر کسی رسالة الحقوق امام سجا(ع) را به دقت مطالعه کند به گسترش حقوق متقابل مردم بر یکدیگر کاملا آگاه می شود. (2)
آنگاه امام علی(ع) در ادامه این سخن به حق خداوند بر بندگان اشاره می کند که حتی این حق نیز یک طرفه نیست، گرچه تعبیر حق عباد بر خدا از جهاتی نامتناسب است ولی به هر حال این حق در لباس تفضل خود را نشان می هد، می فرماید: «اگر قرار بود حق (یک طرفه باشد و) به سود کسی جریان یابد و بر او حقی نباشد، این امر مخصوص خداوند سبحان بود نه مخلوقش، زیرا قدرتش بر همه بندگان احاطه دارد و عدالتش در همه اموری که فرمانش جاری است، ثابت است» این سخن اشاره به آن است که از یک سو قدرت خداوند ایجاب می کند که بندگان خود را تنها نگذارد و به یاری آنها در همه زمینه ها عنایت کند و از سوی دیگر عدالتش موجب می شود کمترین ظلم و ستمی نه در جهان تشریع و نه در جهان تکوین بر کسی وارد نشود، بنابراین، حساب خداوند از حساب بندگان جداست؛ بندگان بر اثر عجز و ناتوانی و یا نیازهایی که آنها را به ترک عدالت وا می دارد ممکن است حقوق دیگران را رعایت نکنند، اما قادر مطلق و عادل علی الاطلاق، چگونه ممکن است راضی به ضایع شدن حقوق بندگانش شود؟ بنابراین ممکن است دو طرفه بودن حق در مورد خداوند، استثنا شود و حق او یک طرفه باشد. (3)
امام علی(ع) در ادامه این سخن می فرماید: «ولی خداوند سبحان حق خود را بر بندگانش این قرار داده است که اطاعتش کنند و (در مقابل) پاداش آنها را بر خود به صورت مضاعف و از باب تفضل و توسعه برای کسانی که شایستگی دارند لازم دانسته است» به بیان دیگر خداوند در برابر حقی که بر بندگان دارد حقی برای بندگان بر خویش قائل است، هر چند این حق، جنبه تفضل دارد بی آنکه بندگان از خداوند طلبکار باشند، زیرا در برابر آن همه نعمت هایی که او به بندگان ارزانی داشته هر قدر اطاعت و عبادتش کنند بخش اندکی از شکر آن را ادا نخواهند کرد.
به این ترتیب حتی خداوند متعال از این امر مستثنا نیست، یعنی در برابر حقی که او بر بندگان دارد آنها هم بر او حقی دارند، هر چند این حق از باب تفضل است نه استحقاق و طلبکار بودن.
منابع:
1. تاریخ الخلفاء
2. بحارالانوار - جلد 71
3. میزان الحکمه – جلد6
{{name}}
{{content}}