زلزله ترامپ با اروپا و بقیه چه می کند؟

ترامپ، پس از رقم زدن عجایب زیادی در عرصه جهانی مانند تنش بر سر اوکراین، حملات لفظی به اروپا و تهدید ایران، دست به اعمال تعرفه های سنگین و گسترده ای در عرصه جهانی زده است.

به گزارش مشرق ، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا با همه جنگ دارد و به همین دلیل از مسیر تغییرات هویتی، دچار سیالیت هویتی هم شده است. او با برخی از اعضای خانواده خود مانند برادرزاده اش اختلاف دارد، دو طلاق را ثبت کرده و معشوقه های زیادی نیز به صورت موقت داشته است. وی همچنین ابتدا عضو حزب دموکرات و سپس عضو حزب جمهوری خواه شد و همین امروز به منشأ اختلاف و واگرایی در این حزب تبدیل شده است. ترامپ که تا مدت ها بر هویت نیویورکی خود تأکید می کرد، از میانه دولت اول خود از طریق توجه بیش از اندازه بر عمارت مشهورش با نام «مارئه لاگو» هویت فلوریدایی یافت. او پس از پایان دوره نخست ریاست جمهوری اش، عملاً در این ایالت مستقر شد. تغییرات خانوادگی، محل زندگی، حزب، تغییر تیم دولتی و مواردی از این دست، تهور ترامپ در ایجاد تغییرات را نشان می دهند. شاید به همین دلیل باشد که او توسط جمعی از صاحبان قدرت برای اعمال تغییرات بزرگ برگزیده شد تا برای رسیدن به ریاست جمهوری حمایت شود.

ترامپ که مدت زمان زیادی از استقرارش در کاخ سفید نگذشته است، پس از رقم زدن عجایب زیادی در عرصه جهانی مانند تنش بر سر اوکراین، حملات لفظی به اروپا و تهدید ایران، دست به اعمال تعرفه های سنگین و گسترده ای در عرصه جهانی زده است. ترامپ اواخر هفته گذشته بر 100 کشور تعرفه اعمال کرد. بالاترین نرخ تعرفه ها شامل چین با 34 درصد، ویتنام با 46 درصد، تایلند با 36 درصد، کامبوج با 49 درصد، کره جنوبی با 25 درصد و ژاپن با 24 درصد می شود. رئیس جمهور آمریکا همچنین بر تمام خودروهای وارداتی، 25 درصد تعرفه اعمال کرده است. کن راگاف، اقتصاددان سابق صندوق جهانی پول (IMF) در توصیف این اتفاق گفته است «او (آقای ترامپ) همین حالا یک بمب اتمی روی سیستم تجارت جهانی انداخت.» در مقابل اقدام دولت ترامپ برخی از کشورها از جمله چین بر اعمال تعرفه های مشابه تأکید کرده و برخی مانند استرالیا نیز گفته اند واکنش تعرفه ای به آمریکا نخواهند داشت.

ریشه های مشکل کجاست؟ راه حل همان جاست

اقتصاد آمریکا و جایگاه جهانی این کشور بنا به دلایلی دچار مشکل شده است و ترامپ قصد دارد با سیاست ها و طرح های عظیم، صحنه را عوض کند.

1. چاپ پول و انتشار اوراق بهادار هم جوابگو نیستند

کسری تجاری برای آمریکایی که با چاپ پول دست به واردات اضافی برای ساخت جامعه ای مرفه و انباشت سرمایه می زد، در اوایل یک موهبت بود. آمریکا دلار را به ارز جهان تبدیل کرد و پس از آن مسابقه ای برای کسب این ارز آغاز شد. کشورها مجبور بودند با صادرات کالا به آمریکا، دلار به دست آوردند. دلارهایی که آمریکا به این کشورها می داد، فاقد پشتوانه بودند. در این پدیده کسری تراز تجاری به زیان آمریکا رخ می داد، اما این اتفاق نشانه ای از عقب افتادن واشنگتن تلقی نمی شد زیرا معنای کسری تراز تجاری مابین آمریکا و باقی جهان، معنای دیگری داشت.

امروزه واشنگتن علی رغم چاپ پول به مشکل خورده است. مشکل اما به نظر شاید عمیق تر باشد زیرا این کشور برای تأمین مالی، ده ها تریلیون دلار اوراق بهادار منتشر کرده است. صاحبان این اوراق آن ها را خریداری کرده و پس از مدتی باید پول و سود آن را دریافت کنند. دولت آمریکا با چاپ پول و انتشار اوراق بهادار به اقتصادی پفکی دچار شده که گرچه ابعاد بزرگی دارد، اما ضربه پذیر نیز است. اگر توانمندی نظامی آمریکا دچار افول شود یا اثر خود را از دست بدهد، با جایگزینی دلار این کشور افول اقتصادی بزرگی را تجربه خواهد کرد. روند تکثر قدرت جهانی که به شکل همه جانبه به پیش می رود، قدرت نظامی آمریکا را به چالش کشیده و در نتیجه، دولت ها درصدد جایگزینی دلار و خلاص کردن خود از وابستگی کامل برآمده اند.

2. تکمیل و تقویت چرخه مالیات گیری

بسیاری از کارخانجاتی که کالاهای مورد نیاز جامعه آمریکا را تولید می کنند، در کشورهای دیگر واقع شده اند. این مسئله باعث شده تا توانایی دولت آمریکا برای جمع آوری مالیات کاهش یابد. شرکت های مزبور مالیات خود را به کشور میزبان می دهند. از سوی دیگر مالیات دیگری نیز از کارگران و کارمندان شرکت های تولیدی اخذ می شود. همچنین به دلیل حضور این کارخانجات، وظیفه دولت میزبان برای اشتغال زایی تسهیل شده و نیاز به تحریک و تقویت بازار کار کاهش می یابد. در چنین شرایطی دولت آمریکا از بخش عمده و مهمی از زنجیره مالیات بیرون می ماند. شرکت های تولیدی و کارگرانشان خارج از دایره شمول مالیات گیری دولت آمریکا قرار دارند و تنها زمینه برای کسب درآمد، اعمال تعرفه بر کالاهای وارداتی است. با این حال تعرفه ها شاید کمی از مشکل مالیات گیری دولت آمریکا را حل کنند، اما این دولت در فقدان حضور کارخانجات تولیدی مجبور به مداخله در بازار برای تقویت تولید و اشتغال خواهد بود.

3. انباشت سرمایه برای رقابت فناوری و اقتصادی با چین و شرایط جدید

دولت آمریکا دو برنامه جدی برای کسب سود کلان برای سرمایه گذاری در رقابت های جهانی را آغاز کرده است. اولین مسیر که در دوره اوباما به شکوفایی رسید، در دوره ترامپ اوج گرفت و بایدن نیز آن را ادامه داد، صادرات انرژی مبتنی بر نفت شیل بود. تحریم نفت ایران، ونزوئلا و روسیه تماماً به افزایش درآمدهای صادرات انرژی آمریکا کمک کردند. صادرات انرژی حاشیه سود بالایی دارد. اعمال تعرفه های حداقل 10 درصدی نیز سود خالص عظیمی برای دولت آمریکا خواهد داشت آن هم در شرایطی که سود کسب وکارهای عالی در جهان بین 3 تا 10 درصد است. واشنگتن تنها بر چین به عنوان بزرگ ترین شریک تجاری خود، تعرفه 34 درصدی وضع کرده است. درآمدهای عمده و کلان به دولت آمریکا اجازه می دهد سرمایه گذاری های سنگین و مستقیمی بر فناوری ها داشته باشد تا بتواند مانع از برتری چین شود. به نظر می رسد اصلی ترین میدان رقابت، حوزه هوش مصنوعی باشد.

4. ضربه به شرق آسیا و پیوسته تر کردن آمریکا به آن

تعرفه های آمریکا بیشتر از هرکجا به شرق آسیا و دولت های چین، تایوان، ژاپن، کره جنوبی، ویتنام، تایلند و کامبوج ضربه وارد می کند. تعدادی از دولت ها در تایپه، توکیو و سئول جزء اصلی ترین متحدان واشنگتن در عرصه جهانی اند و اعمال تعرفه بر آن ها آشکار می سازد که چین تنها هدف تعرفه ها نیست. تعرفه ها علیه کشورهای شرق آسیا بیشتر از دیگر مناطق جهان بوده و به دلیل اهمیت و ابعاد اقتصادی این منطقه، اساس جنگ تعرفه ای بر این منطقه استوار است. دلیل تمرکز بر شرق آسیا تغییر نقطه ثقل اقتصاد و فناوری جهان از غرب به این منطقه است. این تغییر باعث شده تا آمریکا نیز از دوران اوباما رئیس جمهور سابق این کشور، درصدد بازتعریف جغرافیای خود برآید. تا پیش از جنگ جهانی دوم، آمریکا با شرق آسیا همگرایی نشان می داد اما پس از آن، پیوندهای دوسوی آتلانتیک با اروپا تقویت شد. از دوران اوباما به بعد اما آمریکا بار دیگر درصدد تعریف جغرافیایی خود در قالب و ارتباط با شرق آسیا برآمد. تعرفه ها نه تنها به ظرفیت های اقتصادی شرق آسیا ضربه می زند، بلکه ابزاری به آمریکا برای بازیگری در قالب این منطقه است.

جهت گیری های ضد چین

وضع تعرفه ها سوگیری شدیدی علیه چین دارد اما همه هدف آمریکا این کشور نیست. با این حال به دلیل حجم تجارت عظیم مابین دو کشور و تراز تجاری بی سابقه ای که به نفع چین است، این تعرفه ها ضربات سنگینی به پکن وارد می کند.

1. تولیدزدایی از چین

جنگ تعرفه ای می تواند ضربات مؤثری به چین وارد کند. بالاترین تعرفه ها بر چین وضع شده است. در این وضعیت، کارخانجات تولیدی یا باید به آمریکا بروند، یا آن ها که نمی خواهند و نمی توانند به این کشور بروند، باید چین را ترک کنند.

2. ایجاد رکود در اقتصاد جهانی و تقویت بازارهای داخلی در جهان

ایجاد رکود اقتصادی می تواند به کاهش شدید درآمدهای چین منجر شود. پکن با انباشت درآمدهای حاصل از صادرات خود درحال سرمایه گذاری و تقویت حوزه های رقابت راهبردی مانند حوزه هوش مصنوعی است. اگر اقتصاد جهان دچار رکود شود، مشتریان کالاهای چینی نیز کمتر خواهند شد. این اتفاق از دو مسیر رخ می دهد. نخست آنکه درآمد کشورها به دلیل تعرفه های آمریکا کاهش می یابد و در نتیجه آن ها پول کمتری برای واردات خواهند داشت. دوم آنکه با کاهش صادرات، کشورها خواهند کوشید بازار خود را به سمت خرید کالاهای ساخت داخل سوق دهند که به معنای ایجاد یک عامل محدودکننده دیگر در واردات است.

3. موازنه دستاوردهای چین با استرس جنگ

اقدامی که ترامپ در اعمال تعرفه ها ترتیب داده است، با ایجاد دورنمای رکود در بازارهای جهانی، باعث کاهش قیمت نفت شده است. کاهش قیمت انرژی می تواند با کاهش هزینه تولید در چین، به شرکت های این کشور برای تحمل تعرفه های سنگین کمک کند. با این وجود به نظر می رسد اقدامات ترامپ در غرب آسیا که در آن تهدیدات نظامی علیه ایران و محور مقاومت انجام شده، تلاشی برای جلوگیری از سقوط بیش از اندازه قیمت نفت بوده است. با این حال، کشورهای اوپک پلاس نیز با اعلام ادامه افزایش تولید نفت به کاهش قیمت نفت دامن زده اند. برخی معتقدند این تصمیم در پی اطمینان بخشی به مشتریان بازار نفت در پی احتمال بی ثباتی در غرب آسیاست اما در این مسئله شاید موارد دیگری وجود داشته باشند. احتمال دارد اوپک پلاس درصدد ضربه به نفت شیل آمریکا برآمده باشد زیرا کاهش بیش از اندازه قیمت نفت می تواند تولید نفت شیل را از صرفه بیندازد. ترامپ برای جلوگیری از کاهش درآمد صادرات انرژی در زمان اعلام تعرفه ها، درصدد است تا با رفع محدودیت های زیست محیطی در برداشت انرژی که توسط دولت بایدن وضع شده بود، تولید را به شدت افزایش دهد تا کاهش قیمت ها با افزایش تولید پوشش داده شود.

نکات

1. ترامپ کمک های مستقیم مالی خود به کشورها را کاهش داد و حالا درصدد کاستن از کمک های غیرمستقیم است. به عنوان نمونه بخشی از کمک به رژیم صهیونیستی و حتی کمک به اردن از طریق تسهیل صادرات کالا از این مناطق به آمریکاست.

2. اعمال تعرفه ها تقریباً تمام مراکز اصلی صادرات به آمریکا را به جز کانادا و مکزیک که توافق های خود با واشنگتن را مقداری اصلاح کرده اند، در بر گرفته است. این مسئله نشان می دهد بخشی از هدف ورای مهار چین است و مقابله با پکن ذیل سیاست تعرفه ای قرار دارد. در بیانیه کاخ سفید در خصوص اعمال تعرفه ها آمده است که «رئیس جمهور ترامپ تعرفه متقابل بالاتری را بر کشورهایی که ایالات متحده با آن ها بیشترین کسری تجاری را دارد اعمال خواهد کرد. همه کشورهای دیگر همچنان تابع تعرفه 10 درصد خواهند بود.» حضور اغلب کشورهای جهان و وضع حداقل نرخ تعرفه به میزان 10 درصد نشانگر اهداف وسیع جنگ تعرفه ای است.

3. تعرفه ها باعث افزایش هزینه زندگی در آمریکا می شود اما دولت امیدوار است با بازتوزیع درآمدهای حاصله از طریق سفارش ها به شرکت های فناور و همچنین رونق کسب وکارهای داخلی رضایت مندی هایی در جامعه تولید شود تا غلظت نارضایتی ها رقیق شود. در این شرایط قیمت اجناس افزایش خواهند یافت اما با بهبود وضعیت کسب وکارها و تسهیل دسترسی به مشاغل مردم آمریکا می توانند هزینه های خود را مدیریت و موازنه کنند.

4. ترامپ با اعمال تعرفه ها به دنبال نشان دادن، بزرگ نمایی و تقویت نظام سلسله مراتبی در اقتصاد جهان است. هرچند گفته می شود چین به رقیبی بزرگ برای آمریکا تبدیل شده است، اما واشنگتن برای جلوگیری از تغییر ذهنی و اصلاح برداشت ها، دست به اقدامی زد تا برتری خود را به رخ همه بکشد.

5. روسیه از اعمال تعرفه ها معاف شده است. این کشور تقریباً تنها کشور عمده ای است که خارج از لیست مانده است آن هم درحالی که تمام مجموعه ها و کشورهای قابل اعتنای اطرافش به آن دچار شده اند. «اسکات بسنت»، وزیر خزانه داری آمریکا و «کارولین لیویت»، سخنگوی کاخ سفید گفته اند به این دلیل تعرفه ای بر روسیه وضع نشده که با وجود تحریم ها، اساساً تبادلی با این کشور وجود ندارد. با این حال این استدلال درست نیست. به نظر می آید آمریکا همان گونه که در گذشته با روسیه برخورد کرده است، بنا به دلایل موازنه قوا خواهان حفظ و تقویت برخی جنبه های این کشور در مقابل چین و حتی اروپاست. به دلیل جنگ اوکراین و تحریم ها روسیه به میزان زیادی از نظر اقتصادی به چین وابسته شد. از سوی دیگر گرفتاری مسکو در جنگ فرسایشی اوکراین می تواند این کشور را در مقابل اروپا به شدت تضعیف کند. به نظر می رسد آمریکا همان گونه که در جنگ جهانی دوم برای شکست آلمان نازی به روس ها تدارکات رساند و پس از فروپاشی شوروی اوضاع را در روسیه ساماندهی کرد، این بار نیز می خواهد مانع از تضعیف جدی آن ها شود.

نظرات

captcha