یادداشت/ فریاد کاذب نسخه شیطانی صهیونیسم

نوع نگاهمان را به روز قدس باید خیلی کلانتر ببینیم. روز قدس صرفاً تقابل مردم عرب مسلمان فلسطین با رژیم صهیونیستی نیست.بلکه جهان اسلام و جبهه حق در مقابل جبهه باطل است به عبارتی دیگر روز قدس تقابل دو نگرگاه به مقوله نجات و منجی است.جبهه حق و جبهه باطل.

خبرگزاری تسنیم از قم، حجت الاسلام والمسلمین امیر محسن عرفان استاد مرکز تخصصی مهدویت و عضو هیات علمی دانشگاه معارف در یادداشتی برای خبرگزاری تسنیم به مسئله "تفاسیر آخرالزمانی ناظر به نجات و منجی در خوانش شیطانی صهیونیسم" پرداخته است.

یک قرن قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 میلادی، سال 1878 میلادی در آمریکا فردی به نام ویلیام بلکستون کتابی به نام "عیسی می آید" می نویسد و مهم ترین اندیشه های این نظام معرفتی و الهیاتی جدید ناظر به تدبیرگرایی نجات و منجی را مطرح می کند و در یهودیت هیکسل و در مسیحیت داربی این نظام الهیاتی جدید ناظر به نجات و منجی را مانور می دهند و اتفاقاتی در دنیا ناظر به همین نظام الهیاتی می افتد.

در این نظام الهیاتی که ما معتقد هستیم شیطانی است، تصویری که از آخرالزمان به دنیا ارائه می شود تصویری است که عامل شتاب زا برای ظهور مسیحا و سلطنت هزاره مسیحا، اشغال فلسطین است. اساساً بن مایه و جوهره اشغال فلسطین و حضور یهودیان در فلسطین و اتفاقاتی که از سال 1948 میلادی به بعد دارد در دنیا می افتد مبتنی بر باور داشت نجات و منجی است و تفاسیر خاصی که این نظام الهیاتی مبتنی بر اشغال فلسطین دارد به دنیا معرفی می کند.

بن مایه و جوهره اشغال فلسطین برای این است که اینها اشغال فلسطین را زمینه ساز ظهور مسیحا می دانند و ما متاسفانه در روز قدس کمتر به جنبه های آخرالزمانی و ناظر به نجات و منجی اشغال فلسطین توجه داریم. آنهایی که روز قدس در راهپیمایی شرکت می کنند باید بدانند گام هایی که در راهپیمایی بر می دارند ناظر به زمینه سازی ظهور حضرت مهدی علیه السلام است و در صدد ابطال قرائت های کاذب از نجات و منجی است ؛ قرائت ها و خوانش های شیطانی از مقوله نجات و منجی. می توانیم با صدای بلند این نکته را بگوییم که اساساً مقوله نجات و منجی توسط این نگره شیطانی، دارد ربوده می شود، به محاق می رود. پس در این نوع نگاه، نگاه و رویکرد صهیونیسم به مقوله نجات و منجی، اشغال فلسطین، زمینه سازی ظهور مسیحا و سلطنت هزاره ها را به دنبال دارد.

دوم اینکه اینها معتقد هستند بازیگر اصلی نجات، اسرائیل است. در این نوع نگره و چارچوب فکری: یک: یهودیان بنی اسرائیل قوم برگزیده می شوند و اگر آنها قوم برگزیده می شوند اسلام، دیگری است که شر بایستی تعریف بشود، اسلام هراسی در همین راستا دارد توجیه می شود. دوم اینکه الهیات بازگشت گرایی: یعنی یهودیان باید برگردند به فلسطین و این بازگشت، بازگشت مقدس و ناظر به نجات و منجی و رهانیدن بشر از ظلم و شر است و سوم اینکه تبرک جویی از مکان فلسطین و سرزمین موعود و مقدس. این اتفاقی است که اینجا دارد می افتد در سایه اینکه اساساً اسرائیل و بنی اسرائیل و یهودیان و اشغال فلسطین بازیگران اصلی معطوف به نجات هستند.

تمام کمک هایی که امریکا به اسرائیل می کند یا کلیسای پروتستان انجیلی در آمریکا به اسرائیل می کند به شدت مقدس و ناظر به آخرالزمان و زمینه سازی برای ظهور مسیحا است!

سومین نکته ای که اینجا در این تصویر آخرالزمانی از اشغال فلسطین به وقوع پیوسته و به دنیا دارند معرفی می کنند این است که به شدت اسرائیل و اشغال فلسطین را مقدس نشان می دهند. یک تعبیری است بعضی از اندیشمندان و برخی از رهبران جریان صهیونیسم یهودی و مسیحی خیلی به آن دامن می زنند این است که می گویند هر اقدامی که اسرائیل انجام می دهد خدای متعال ترتیب داده است. تمام این اتفاقات در این نظام الهیاتی صهیونیسم یهودی و مسیحی ناظر به زمینه سازی ظهور مسیحا دارد اتفاق می افتد. اشغال فلسطین در حقیقت ایدئولوژی های آخرالزمانی خود را در پی دارد حالا این اندیشه بارور شده مطرح شده، مبتنی بر این اندیشه و فکر یعنی اندیشه و فکر صهیونیست در دنیا چه یهودی و صهیونیست.

سال 1920 میلادی بعد از تجزیه عثمانی و شکست امپراتوری بزرگ عثمانی قیمومیت فلسطین به انگلیس داده می شود.سال 1922 میلادی جامعه ملل به رسمیت می شناسد قیمومیت انگلیس بر فلسطین و در همان سال 1922 میلادی کانون ملی یهود در فلسطین شکل می گیرد.  تمام برنامه ها از پیش برنامه ریزی شده دقیق برای اینکه حضور و مهاجرت یهودیان به سرزمین مقدس فلسطین به سرزمین موعود یهودیان تسریع بخشیده بشود. هفته ها ماه ها و سال ها می گذرد این مهاجرت دارد اتفاق می افتد زمین های بیشماری از فلسطینی ها خریداری می شود. اوج مبارزه را که حتی دیگه کار به جایی می رسد که یهودیا حمله می کنند به مناطق مسلمان نشین و صدها نفر را قربانی می کند.

سال 1947 میلادی در روستای دریاسین صدها فلسطینی بیگناه کشته می شوند و در اتفاقی که مناخیم بگین فرمانده حضور در روستای دریاسین بود و متاسفانه سال 1948 میلادی قیمومیت انگلیس بر فلسطین تمام می شود و ترک می کند انگلیس فلسطین را و در همان سال بن گورین اعلام می کند اشغال فلسطین و تشکیل رژیم غاصب صهیونیستی اسرائیل را. همه این اتفاقات از سال 1920 میلادی تا 1948 میلادی بر اساس یک برنامه ای از پیش تعیین شده دارد اتفاق می افتد که فلسطین اشغال بشود ناظر به اتفاقات آخرالزمانی که اساساً وجود دارد .

سال 1967 میلادی مطابق با سال 1346 شمسی جنگ شش روزه اسرائیل و اعراب است که در این جنگ کشورهای عرب شکست می خورند و قسمت شرقی بیت المقدس که دست کشور اردن بود باز هم به اسرائیل می رسد و کل بیت المقدس را اسرائیلی ها اشغال می کنند اتفاقی که البته معتقدیم که تاریخ را برای اسرائیل عوض کرد یعنی تا سال 1982 میلادی این تصور در ذهن یهودیان اسرائیل بود که ما شکست ناپذیر هستیم. برابر همین تصور و فکر سال 1982 میلادی اسرائیل حمله می کند به جنوب لبنان و لبنان و یک کشور شیعی را درگیر مبارزات می کند، البته منجر می شود که سازمان آزادی بخش فلسطین از لبنان خارج شود اما جنوب لبنان کماکان در اشغال رژیم صهیونیستی اسرائیل بود و از سال 1982 میلادی به بعد آرام آرام مردم لبنان هم مقوله مقاومت و استقامت را با جان و دلشان لمس می کنند سالها بعد شکل گیری حزب الله لبنان سرازیری بود برای جنبش مقاومت و استقامت و اولین پیروزی ها را توانستند در این راستا کسب کنند همه این اتفاقات حالا از 1920 میلادی یا حتی قبل تر از سال 1878 کتابی که نوشته می شود یا سال 1917 میلادی قرار داد بالفور که در آن قرارداد همین تفکر صهیونیستی وجود دارد مبتنی است بر این اتفاقاتی که دارد می افتد.

نوع نگاهمان را به روز قدس باید خیلی کلانتر ببینیم. روز قدس صرفاً تقابل مردم عرب مسلمان فلسطین با رژیم صهیونیستی نیست. بلکه جهان اسلام و جبهه حق در مقابل جبهه باطل است به عبارتی دیگر روز قدس تقابل دو نگرگاه به مقوله نجات و منجی است. جبهه حق و جبهه باطل.

تفاسیر حداقلی از روز قدس، تقلیل روز قدس به قومیت خاص یا نژاد خاص یا حتی مذهب خاص، خوانش حداقلی از روز قدس است و کمک می کند به سیطره سلطه و بشی به تفکر شیطانی رژیم صهیونیستی. رژیم صهیونیستی یک رژیم فاشیستی است. رژیم صهیونیستی یک رژیمی است که به شدت آپارتاید است. نوع نجات آنها مبتنی بر حکومت و حکمرانی دنیایی است برای یک نژاد آن هم در یک زمینه خاص از نیل تا فرات. خیلی متمایز و متفاوت از آنچه که ما از آموزه مهدویت و مهدویت به دنیا ارائه می دهیم. ما معتقد هستیم مهدی موعود می آید برای نجات بشریت. مهدی موعود منحصر به مذهب، دین، نژاد، قوم و مکان خاصی نیست؛ دنیا، بشریت و حتی محیط زیست و کیهان و هستی هم از ظهور حضرت بهره مند می شوند به عبارت دیگر می توانیم این نکته را مطرح کنیم که این خوانشی که رژیم صهیونیستی به تفکر صهیونیستی از مقوله نجات و منجی دارد، به شدت نژادگرایان است منحصر به یک نژاد خاص است به عبارت دیگر آپارتاید در مقوله نجات و منجی؛ دوم اینکه منحصر به یک قوم، به مکان خاص و حکمرانی و ملک و نژاد دنیایی است. نجات دنیایی مد نظرشان است در این تفکری که الان متاسفانه در دنیا وجود دارد نباید غافل بشویم.

ابزار هنر در گستره تاریخ پیدایی تفکر صهیونیست در دنیا بیشترین خدمت را به بست این تفکر در دنیا داده است. اگر پیدایی، خاستگاه و زایشه اندیشه صهیونیسم در دنیا در یهود بوده و هرتزل(هرتسل) پدر صهیونیسم یهودی است الان بیشترین خدمت را به صهیونیسم یهودی، صهیونیسم مسیحی می کند و از نظر عِده و عُده تفکر و اندیشه صهیونیسم مسیحی هم کم نیست و در جهان اسلام هم هستند کسانی که سوگمندانه دارند به بست و وسعت نجات صهیونیستی کمک می کنند و ای کاش نوع نگاه ما هم به مقوله نجات و منجی از حیث تمدنی و کلان نگری دوچندان شود.

ما در مقوله نجات و منجی مواجه هستیم با یک تهدید جهانی و آن پیشتازی رقبای دینی در بهره وری تمدنی از مقوله نجات و منجی است اگر سِنخ نگاه ما حداقلی، سطحی و عاطفی به آموزه نجات باشد ما بیشترین خدمت را به رقبا می کنیم.

انتهای پیام/

نظرات

captcha