سعادت اخروی در گرو دوری از برتری جویی و فساد است

مشهد - نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با تاکید بر نقش جریان های اجتماعی در سرنوشت انسان، گفت: سعادت و شقاوت هر فرد در گرو انتخاب مسیر الهی یا مادی گرایانه در زندگی است.

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله سید احمد علم الهدی، عصر چهارشنبه در جلسه تفسیر آیات قرآن کریم در ماه مبارک رمضان که به میزبانی حسینیه دفتر نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: بیستمین آیه از آیات زندگی با آیه ها، آیه 83 سوره مبارکه قصص است، در این آیه ذات مقدس پروردگار سرنوشت سعادتمند اخروی را منحصر به انسان هایی می کند که دو جریان سلبی در زندگی شان وجود دارد و دو چیز را آن ها اراده نمی کنند، نخست برتری جویی نسبت به دیگران و دیگری فساد است.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی افزود: منشأ انحراف و فساد ما، در زندگی اجتماعی شکل می گیرد که فکر و عقل ما را نیز تحت تأثیر قرار می دهد، لذا در همه اساس سعادت و شقاوت ما صاحب نقش است؛ در جامعه ای که ما زندگی می کنیم، بخصوص جامعه دینی ما که با یک نظام اسلامی و ولایی این جامعه اداره می شود، دو اقلیت در دو طرف جامعه هستند و یک اکثریت در وسط جامعه قرار دارند.

دو جریان اقلیت جهادی و مادی گرا، مسیر جامعه را شکل می دهند

وی ادامه داد: یکی از این دو اقلیت، اقلیت جهادی است که زندگی خود را بر اساس جهاد فی سبیل الله تنظیم کرده است و در زندگی آنچه برای او اهمیت دارد، رضایت خداوند است؛ اقلیت دوم، اقلیت ماده پرست و منفعت طلب است و در زندگی برای او سود و منافع مادی مطرح است که این دو اقلیت دو طرف جامعه زندگی می کنند، اکثریت جامعه که در وسط جامعه زندگی می کنند تحت تأثیر این دو اقلیت هستند.

علم الهدی اضافه کرد: اگر اقلیت جهادی توانست بر اکثریت تأثیرگذار باشد، جامعه ما، یک جامعه دینی خواهد شد که تمام انسان ها در آن به یکدیگر کمک می کنند و بهترین زندگی اجتماعی را خواهند داشت اما اگر اقلیت مادی گرا بر جامعه غلبه کرد، جامعه تبدیل به جامعه درندگان و حیوانات می شود که هر چه بیشتر و زودتر همدیگر را آسیب بزنند و از آن استفاده کنند؛ شرایط در این جامعه، میدان جهاد را ازیک طرف برای گروه های جهادی فراهم می کند و از طرف دیگر میدان منافع و سودهای مادی را برای اقلیت منفعت طلب آماده می کند.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تأکید کرد: شما امروز در زندگی اجتماعی خود نگاه کنید، این نوسان و بی ثباتی که اقتصاد در زندگی اجتماعی ما دارد، هرروزی یک جریان در اقتصاد ما حاکم است، موقعیت های مختلف ایجاد می شود؛ در این بستر یک عده انسان های منفعت طلب وضعیت زندگی خود را به گونه ای با این شرایط تنظیم می کنند که هر روز سود و منفعت بیشتری از این وضعیت بی ثباتی ببرند در مقابل اقلیت جهادی در تمام عرصه های جهادی، آموزشی، فرهنگی و … به دنبال حل مشکلات مردم و کمک کردن به قشر آسیب پذیر جامعه هستند.

وی گفت: به نظر شما با وجود این دو اقلیت، اگر جامعه بخواهد رشد و پیشرفت کند، از این دو اقلیت کدام یک باید توسعه بیشتری پیدا کند؟؛ پیش از پاسخ به این سوال باید بحث کنیم که چرا این دو اقلیت در جامعه شکل می گیرد.

علمالهدی خاطرنشان کرد: یک عده از انسان ها بر اساس فطرت خداجویی خود از ابتدا رضایت خداوند متعال را محور زندگی خود قرار داده و به دنبال زندگی جهادی می روند؛ آدمی که در فعالیت های اجتماعی و مدیریتی خودش ساعت و مرزی وجود ندارد و تنها از تمام امکانات وجودی خود برای خدمت به مردم و جلب رضایت خداوند استفاده می کند، زندگی جهادی خواهد داشت و خودش را برتر از دیگران نمی بیند.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی عنوان کرد: در مقابل این افراد، کسانی هستند که تنها زندگی مادی را دیده است و به دنبال افزایش ثروت و سود خودش هست تا بتواند تمام امکانات رفاهی زندگی را برای خود فراهم کند؛ بنابراین خودش و نفسانیت خودش محور زندگی اش قرار می گیرد.

آخرت انسان انعکاسی از زندگی دنیوی اوست

وی با بیان اینکه زندگی آخرت متصل به زندگی دنیاست، ابراز کرد: به هر شکلی که در دنیا زندگی کرده باشید در آخرت نیز با انعکاس و نتیجه آن زندگی خواهید کرد؛ یعنی اگر در دنیا زندگی شما بر اساس رضایت خدا و عبادت خداوند متعال بوده، آخرت شما در همین مسیر ادامه پیدا خواهد کرد و سعادتمند خواهید شد اما اگر در زندگانی دنیوی من خدامحور نبود و تنها به خواسته های مادی خود توجه کرده باشید، آخرت شما بر اساس همین شخصیت مادی و حیوانی پیش خواهد رفت.

علم الهدی بیان کرد: دو چیز برای ما قابل تصویر نیست، نخست بهشت و دیگری جهنم؛ مواردی که برای بهشت گفته شده است برای تقریب ذهن ماست، در بهشت علاوه بر روح، جسم شما نیز زندگی می کند لذا زندگی در بهشت یک زندگی کامل است؛ عذاب جهنم نیز محدود به آتش نیست، خداوند متعال در قرآن یک نشانه از زندگی جهنمی را تصویر می کنند و می فرمایند «این ها وقتی فریاد می زنند که ما تشنه هستیم، به این ها آبی می دهند مانند مُهل»؛ عرب به فلز ذوب شده مُهل می گویند.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: انسانی که به خدا وصل شد، به آن درجات والای بهشتی نیز می رسد، اما کسی که در زندگی به دنبال منافع مادی خودش هست در آخرت نیز ادامه همین زندگی را خواهد داشت اما آنجا دیگر خود او مقام و جایگاه ندارد که بتواند به او کمک کند.

قدرت طلبی و ثروت اندوزی، جامعه را از مسیر الهی منحرف می کند

وی با اشاره به آیه 83 سوره مبارکه قصص تصریح کرد: خداوند متعال در این آیه می فرماید «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ؛ آن سرای [پرارزش] آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین هیچ برتری و تسلّط و هیچ فسادی را نمی خواهند؛ و سرانجام [نیک] برای پرهیزکاران است»؛ این آیه در ادامه داستان قارون که از ملازمان حضرت موسی بود، آمده است که یک جریان اجتماعی در بین بنی اسرائیل به وجود آورد تا به جای توجه به خداوند به دنبال پول و طلا راه افتادند؛ وقتی مؤمنان به او گفتند خداوند کسی که پول دوست هستند را دوست ندارد؛ باید بخشی این ثروت را در راه خدا بدهی، گفت من این ثروت را از علم کیمیای خودم به دست آوردم و به مال و ثروت کسی تجاوز نکردم.

علم الهدی ابراز کرد: بنابراین قارون تا جایی که می توانست زرق وبرق زندگی ثروتمند خود را به رخ جامعه می کشید تا جایی که کار به جایی رسید که مردم به خاطر ثروتش به او احترام می گذاشتند و دوست داشتند مانند قارون پولدار شوند؛ بعد این جریان سازی؛ قارون به فکر قدرت طلبی افتاد؛ این موقعیت را می توانیم در جامعه خود نیز مشاهده کنیم که وقتی فردی پولدار شد به دنبال ورود به مسئولیت های دولتی است تا قدرت پیدا کند.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی عنوان کرد: قارون برای جلب مردم و طرفداری از خودش به فکر یک توطئه و فتنه افتاد تا یاران موسی را به سمت خود بکشاند لذا قارون، بنی اسرائیل را جمع کرد و به آن ها گفت: «ای بنی اسرائیل، موسی شما را به هر چیزی دستور داد، از او اطاعت کردید، ولی اینک می خواهد (به عنوان زکات) اموال و ثروت شما را از دستتان خارج سازد»؛ جمعیتی از بنی اسرائیل فریب این سخنرانی را خوردند و گفتند: «ای قارون تو سرور و بزرگ ما هستی، ما مطیع تو هستیم. هرگونه تو دستور دهی، اطاعت می کنیم».

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی اضافه کرد: قارون گفت به شما دستور می دهم فلان زن بی عفت را به اینجا بیاورید و با او قرار بگذارید تا او (در مقابل گرفتن فلان مبلغ رشوه) در انظار مردم بگوید: «موسی با من زنا کرد»؛ آن ها نزد آن زن رفتند و قراردادی در این مورد با او بستند، و آن زن قبول کرد؛ تا روزی قارون بنی اسرائیل را در یکجا جمع کرد، و سپس نزد موسی آمد و گفت: «ای موسی! قوم تو برای استماع سخنرانی و موعظه شما، اجتماع کرده اند».

وی ادامه داد: حضرت موسی نزد قوم خود آمد، و شروع به سخن کرد، تا به اینجا رسید، گفت: «ای بنی اسرائیل! کسی که دزدی کند، دستش را جدا می کنیم، کسی که نسبت زنا (از روی دروغ) به کسی بدهد، هشتاد شلّاق به او می زنیم، و اگر کسی زنا کند ولی همسر نداشته باشد، صد تازیانه به او می زنیم، ولی اگر همسر داشته باشد، او را سنگسار می کنیم تا جان بدهد»؛ ناگهان قارون در میان جمعیت فریاد زد: «وَ اِنْ کُنْتَ اَنْتَ؛ اگرچه زناکار خودت باشی؟»؛ موسی گفت: «وَ اِنْ کُنْتُ اَنَا؛ اگرچه خودم باشم»؛ قارون گفت: بنی اسرائیل می گویند تو با فلان زن روسپی زنا کرده ای».

علم الهدی خاطرنشان کرد: حضرت موسی گفت: آن زن را به اینجا بیاورید، اگر گفت با من زنا کرده، سخن او را بگیرید و مرا سنگسار کنید، عده ای رفتند و آن زن را آوردند، موسی به او رو کرد و گفت: «ای زن آیا من با تو زنا کرده ام؟! آن گونه که این قوم می گویند؟» زن گفت: «نه، آن ها دروغ می گویند، آن ها با من قرارداد بستند که این نسبت دروغ را به تو بدهم»؛ حضرت موسی به خاک افتاد و سجده شکر بجا آورد که خداوند آبرویش را حفظ کرد، در اینجا بود که مجازات قارون زشت سیرت، از طرف خدا صادر شد.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی اضافه کرد: قارون گفت به شما دستور می دهم فلان زن بی عفت را به اینجا بیاورید و با او قرار بگذارید تا او (در مقابل گرفتن فلان مبلغ رشوه) در انظار مردم بگوید: «موسی با من زنا کرد»؛آن ها نزد آن زن رفتند و قراردادی در این مورد با او بستند، و آن زن قبول کرد؛ تا روزی قارون بنی اسرائیل را در یکجا جمع کرد، و سپس نزد موسی آمد و گفت: «ای موسی! قوم تو برای استماع سخنرانی و موعظه شما، اجتماع کرده اند».

وی ادامه داد: حضرت موسی نزد قوم خود آمد، و شروع به سخن کرد، تا به اینجا رسید، گفت: «ای بنی اسرائیل! کسی که دزدی کند، دستش را جدا می کنیم، کسی که نسبت زنا (از روی دروغ) به کسی بدهد، هشتاد شلّاق به او می زنیم، و اگر کسی زنا کند ولی همسر نداشته باشد، صد تازیانه به او می زنیم، ولی اگر همسر داشته باشد، او را سنگسار می کنیم تا جان بدهد»؛ ناگهان قارون در میان جمعیت فریاد زد: «وَ اِنْ کُنْتَ اَنْتَ؛ اگرچه زناکار خودت باشی؟»؛ موسی گفت: «وَ اِنْ کُنْتُ اَنَا؛ اگرچه خودم باشم»؛ قارون گفت: بنی اسرائیل می گویند تو با فلان زن روسپی زنا کرده ای».

علم الهدی خاطرنشان کرد: حضرت موسی گفت: آن زن را به اینجا بیاورید، اگر گفت با من زنا کرده، سخن او را بگیرید و مرا سنگسار کنید، عده ای رفتند و آن زن را آوردند، موسی به او رو کرد و گفت: «ای زن آیا من با تو زنا کرده ام؟! آن گونه که این قوم می گویند؟» زن گفت: «نه، آن ها دروغ می گویند، آن ها با من قرارداد بستند که این نسبت دروغ را به تو بدهم»؛ حضرت موسی به خاک افتاد و سجده شکر بجا آورد که خداوند آبرویش را حفظ نمود، در اینجا بود که مجازات قارون زشت سیرت، از طرف خدا صادر شد.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی گفت: خداوند بر قارون و آن جمعیت، غضب کرد و به حضرت موسی فرمود: به زمین فرمان بده تا قارون و خانه اش را در کام خود فرو برد؛ حضرت موسی به زمین گفت: «آن ها را بگیر.» زمین آن ها را تا ساق پایشان گرفت، بار دیگر موسی گفت: «ای زمین آن ها را بگیر.» زمین آن ها را تا زانوانشان گرفت، بار دیگر حضرت موسی گفت: «ای زمین آن ها را بگیر.» زمین آن ها را تا گردن هایشان گرفت، آن ها ناله و گریه می کردند و به موسی التماس می نمودند که به آن ها رحم کند، موسی برای آخرین بار گفت: «ای زمین آن ها را بگیر.» زمین همه آن ها را در کام خود فروبرد.

وی با بیان اینکه در ادامه این داستان قارون خداوند متعال می فرماید «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»، افزود: کسانی که در زندگی فساد نکنند و به دنبال برتری جویی نباشند، آخرت مال آن هاست؛ مصداق این آیه زندگی امیرالمؤمنین (ع) هستند؛ ایشان می فرمایند در زندگی دنیای خودتان به پایین تر از خودتان نگاه کنید و به بالاتر از خودتان نگاه نکنید، در امر آخرتت به کسی نگاه کن که از تو مقام بالاتر دارد.

نظرات

captcha