بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
کارگردان سریال انتقادات را سازمان یافته و سیاسی خواند و تأکید کرد که هدفش تنها روایت یک قصه عاشقانه بوده، شواهد نشان می دهد که انتخاب موضوع حساس تاریخی، بدون رعایت چارچوب های لازم می تواند جنجالی شود.
به گزارش مشرق ، مجموعه «تاسیان» که این روزها حسابی سر زبان ها افتاده با وجود ایده اولیه جذاب و تیم قدرتمند، در اجرا به نظر می رسد در دام جنجال های غیرضروری افتاده است. گویی بازیگران توانمندش قربانی ضعف های فیلمنامه شده اند و طراحی بصری زیبا، نتوانسته خلأهای روایی را جبران کند. تصویرسازی مهربان از ساواک و تأکید بیش از حد بر مشروب و رقص، نه تنها به ارزش هنری سریال ضربه زده، بلکه آن را به هدفی برای انتقادات تند و توقیف تبدیل کرده است. به نظر می رسد اگر سازندگان به جای حاشیه سازی، بر عمق بخشی به داستان و احترام به تاریخ تمرکز می کردند، شاید «تاسیان» می توانست به جای یک پروژه ناتمام، اثری ماندگار شود.
عمق داستان؛ یک سریال عامه پسند
خط اصلی مجموعه تاسیان، رابطه عاشقانه خسرو (هوتن شکیبا) و شیرین (مهسا حجازی)، در مهر 1356 آغاز می شود؛ دوره ای که تنش های سیاسی و اجتماعی در ایران به اوج خود نزدیک می شد. با این حال، سریال به جای استفاده از این بستر غنی برای خلق یک درام چندلایه، صرفاً به یک قصه عاشقانه کم عمق بسنده کرده است. دیالوگ های بعضا شعاری و فاقد ظرافت هستند و منطق روایی در برخی از نقاط لنگ می زند. برای مثال، ورود خسرو به ساواک بدون هیچ پیشینه یا بررسی امنیتی، نه تنها با واقعیت تاریخی سازگار نیست بلکه حتی در چارچوب داستانی خود سریال نیز توجیه پذیر به نظر نمی رسد.
شخصیت ها نیز از فقدان پیچیدگی رنج می برند. خسرو که می توانست یک کاراکتر خاکستری و جذاب باشد، به یک عاشق ساده لوح تقلیل یافته است. شیرین هم جز معشوقه ای زیبا و شکننده، ویژگی خاصی ندارد که مخاطب را به همذات پنداری وادارد. شخصیت های فرعی، مانند پدر شیرین یا دوستان خانوادگی، صرفاً به عنوان پرکننده های صحنه حضور دارند و هیچ تأثیری بر پیشبرد داستان نمی گذارند. این ضعف ها باعث شده که «تاسیان» به جای یک اثر تاریخی تأثیرگذار، به یک سریال عامه پسند و احتمالاً با پایان هایی قابل پیش بینی تبدیل شود.
بازی بازیگران؛ ترکیبی از نقاط قوت و ضعف
بازیگری در «تاسیان» ترکیبی از نقاط قوت و ضعف است که عمدتاً تحت تأثیر فیلمنامه قرار گرفته اند. هوتن شکیبا که به خاطر نقش آفرینی های درخشانش شناخته می شود، در اینجا تلاش کرده با استفاده از میمیک های آشنا و لحن گرمش، خسرو را به شخصیتی دوست داشتنی تبدیل کند اما نقش او تا حدودی کلیشه ای نوشته شده که فرصتی برای هنرنمایی عمیق تر نمی یابد. مهسا حجازی در نقش شیرین، با چهره معصوم و بازی احساسی اش، تا حدی توانسته حس جوانی و شکنندگی کاراکتر را منتقل کند اما به دلیل اندک دیالوگ های قوی یا موقعیت های دراماتیک، بازی اش در سطح باقی می ماند.
اما بابک حمیدیان در نقش پدر شیرین، با تسلط بر نقش یک مرد متمول اما محافظه کار، لحظاتی از عمق احساسی را به سریال اضافه کرده است. با این حال، بازیگرانی مثل صابر ابر و پانته آ پناهی ها، که حضورشان در هر پروژه ای نویدبخش کیفیت است، در اینجا عملاً بلااستفاده مانده اند. نقش های کوتاه و کم اهمیت آن ها، به نظر می رسد بیشتر برای پُر کردن فهرست بازیگران بوده تا تأثیرگذاری در داستان. در مجموع به نظر می رسد بخشی از بازیگران «تاسیان» قربانی فیلمنامه ای هستند که به آن ها اجازه درخشش نمی دهد.
صحنه و لباس؛ از کت وشلوارهای خوش دوخت مردان تا پیراهن های پُرزرق وبرق زنان
اما از نظر بصری، «تاسیان» تلاش قابل تحسینی برای بازسازی دهه 50 شمسی انجام داده است. طراحی لباس ها، از کت وشلوارهای خوش دوخت مردان گرفته تا پیراهن های بلند و پُرزرق وبرق زنان، با دقت تاریخی و زیبایی شناختی طراحی شده اند و حس نوستالژی آن دوره را به خوبی منتقل می کنند. یونیفرم های ساواک نیز با جزئیات واقعی بازسازی شده اند و به باورپذیری فضا کمک کرده اند. صحنه پردازی نیز، به ویژه در مهمانی ها و خانه های اشرافی، چشم نواز است؛ استفاده از مبلمان کلاسیک، رنگ های گرم و چیدمان های پُرجزئیات، حس تجمل و شکوه را به مخاطب القا می کند.
با این حال، این زیبایی بصری گاهی به خودنمایی بیش از حد منجر شده است. تمرکز افراطی بر زرق وبرق، سریال را از واقعیت های روزمره و خشن آن دوره دور کرده و به یک تصویر فانتزی و غیرواقعی تبدیل کرده است. برای مثال، مهمانی ها بیش از حد پرزرق وبرق و بی نقص به نظر می رسند، در حالی که در بستر تاریخی دهه 50، حتی در میان قشر مرفه، سادگی و محدودیت هایی وجود داشت که در سریال نادیده گرفته شده است. این اغراق، به جای تقویت داستان، به عاملی برای حواس پرتی مخاطب تبدیل شده است.
ساده سازی یا تطهیر ساواک؟
یکی از جنجالی ترین جنبه های «تاسیان»، نحوه به تصویر کشیدن ساواک است. این سازمان که در تاریخ ایران به سرکوب، شکنجه و نقض حقوق بشر شناخته می شود، در سریال به شکلی عجیب و غیرواقعی مهربان و ساده لوح نشان داده شده است. خسرو به عنوان یک مأمور ساواک هیچ ویژگی تهدیدآمیزی ندارد و ورودش به این سازمان به قدری آسان است که گویی یک شغل معمولی را انتخاب کرده است. سایر مأموران نیز بیشتر شبیه به کارمندانی کم هوش هستند تا یک نیروی امنیتی مخوف. این تصویرسازی نه تنها با واقعیت تاریخی در تضاد است بلکه حتی در چارچوب دراماتیک سریال نیز توجیهی ندارد.
منتقدان معتقدند که این رویکرد، چه عمدی باشد چه ناشی از سهل انگاری، به تطهیر ساواک منجر شده است. آن ها استدلال می کنند که چنین تصویری، نقش این سازمان در سرکوب مردم و مخالفان را کمرنگ کرده و به نوعی تاریخ را تحریف می کند. در مقابل تینا پاکروان کارگردان اثر گفته که هدفشان صرفاً خلق یک شخصیت عاشق پیشه بوده، نه تحلیل سیاسی، که البته این توجیه نمی تواند ضعف آشکار سریال در مواجهه با یک موضوع حساس تاریخی را بپوشاند و به نظر می رسد این ساده سازی، به جای خلق یک درام پیچیده، به یک تحریف غیرمسئولانه منجر شده است.
بازسازی تاریخی یا جنجال سازی؟
صحنه های مشروب خوری و رقص در «تاسیان» دیده می شود و به یکی از اصلی ترین محورهای انتقاد تبدیل شده است. این صحنه ها که اغلب در مهمانی های اشرافی رخ می دهند، با موسیقی تند و حرکات نمایشی همراه هستند و به شکلی زیبا و فریبنده به تصویر کشیده شده اند. منتقدان، این عناصر را مصداق ترویج بی بندوباری و عادی سازی رفتارهای مغایر با ارزش های فرهنگی می دانند. آن ها معتقدند که تکرار این صحنه ها، به ویژه در پلتفرمی که مخاطبان جوان زیادی دارد، می تواند تأثیرات منفی اجتماعی به همراه داشته باشد اما نویسنده و کارگردان اثر درباره این موضوع و در دفاع از سریال گفته که مشروب خوری و رقص بخشی از واقعیت زندگی قشر مرفه در دهه 50 بود و حذف آن ها به معنای نادیده گرفتن تاریخ است.
البته به نظر می رسد مشکل «تاسیان» در نحوه پرداخت به این موضوع است؛ این صحنه ها نه تنها بیش از حد تکرار شده اند بلکه با چنان اغراق و جذابیتی نمایش داده شده اند که از حد بازسازی تاریخی فراتر رفته و به یک شگرد جنجال ساز تبدیل شده اند. این رویکرد، به جای افزودن به عمق داستان، صرفاً به حاشیه سازی و جذب مخاطب از طریق عناصر بصری منجر شده است.
توقیف؛ از محتوا تا سیاست
توقیف «تاسیان» پس از سه قسمت، نتیجه ترکیبی از مسائل محتوایی، فرهنگی و قانونی بود. به طور رسمی، اعلام شد که سریال مجوز تولید و پخش نداشته و محتوای آن با معیارهای فرهنگی همخوانی ندارد اما در پس این دلایل، انتقادات تند برخی رسانه ها و مقامات نیز نقش داشت. برخی رسانه ها سریال را به تطهیر ساواک، ترویج سبک زندگی غربی و تضعیف ارزش های انقلابی متهم کردند.
حالا البته پاکروان، کارگردان سریال، این انتقادات را سازمان یافته و سیاسی خواند و تأکید کرد که هدفش تنها روایت یک قصه عاشقانه بوده است اما شواهد نشان می دهد که انتخاب موضوع حساس تاریخی، بدون رعایت چارچوب های لازم و استفاده از عناصری که به راحتی می توانند جنجال ساز شوند، راه را برای توقیف هموار کرد. عدم دریافت مجوزهای رسمی نیز بهانه قانونی لازم را به نهادهای نظارتی داد تا پخش سریال را متوقف کنند.
{{name}}
{{content}}