بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
در هشت ماه اخیر جریان میانه و وسطی شکل گرفته است که نماد آن تصویر برساخته شده از سران سه قوه است.
غلبه سیاست خارجی بر سیاست داخلی
روند شتابان تغییرات در جهان و تغییرات کهن الگو هایی که مناسبات بین المللی را توضیح می داد، به شکلی است که خواه ناخواه روی فضای سیاسی ایران اثر می گذارد. درهم تنیدگی امنیت، سیاست خارجی و اقتصاد، مدلی است که برخی تحلیلگران برای فهم فضای جدید پیشنهاد می کنند. تغییرات اساسی در منطقه پس از 7 اکتبر، پایان احتمالی پرونده اوکراین و نزدیک شدن پوتین به ترامپ، تشدید الگوی چماق و هویج آمریکایی ها علیه ایران، بازی محافظه کارانه چینی ها، تغییرات ژئوپلیتیک در منطقه پس از تغییر حکومت سوریه و... نکاتی است که هرکدام اثرات قابل توجهی روی فضای داخلی ایران دارند. اثرات این مؤلفه ها به حدی بالاست که تغییرات و کنشگری ها در سیاست داخلی را در حد بی اثری به محاق می برد، جمیع این شرایط سیاست داخلی را در تعلیق نسبی قرار داده است، اتفاقی که مثبت نیست. اما آیا این موضوع بدان معناست که برای سیاست داخلی در حد مقدورات هم نمی توان هیچ نسخه ای پیچید؟ با یک نگاه ساده سازانه می توان فضای سیاست داخلی ایران را به دو جریان رادیکال راست و چپ و یک جریان میانه که سران قوا نمادی از آن هستند، تقسیم کرد. بر هم کنش این نیروها در سال آتی چگونه خواهد بود؟ چه مؤلفه هایی بر کنش آن ها تأثیر گذار است؟ برخی از این عوامل به شرح زیر است.
وضعیت سرمایه اجتماعی دولت
در میان قوای سه گانه آنچه بیشتر از همه نماد کارآمدی یا ناکارآمدی به حساب می آید، دولت است و چگونگی کارکرد آن می تواند در ارزیابی اهمیت سیاست داخلی مؤثر باشد از سوی دیگر اثربخشی سیاست داخلی به معنای امکان تغییر و اصلاح از درون تا حدودی به وضعیت نیرو های حامل تغییر مربوط است، تابستان 1403 رئیس دولت چهاردهم در یک رقابت نزدیک با رقیب، پیروز انتخابات شد. افزایش مشارکت انتخاباتی به 50 درصد در دوره دوم یک اتفاق مثبت از منظر سیاست داخلی بود و طبعاً دولتی که در چنین انتخاباتی پیروز می شود نقش مهمی در باز نگه داشتن امید به تغییر از زاویه سیاست داخلی دارد.
اما نظرسنجی ها نشان می دهد پس از گذشت هشت ماه از انتخابات باوجود تلاش برای هم گرایی در داخل، موقعیت اجتماعی دولت مثل روز نخست نیست و در مسیر افول قرار دارد. این افول به طور طبیعی روی سه گروه اثر می گذارد؛ نخست باعث مرزبندی حامیان اصلاح طلب رادیکال با دولت می شود. این طیف که فکر می کنند سرمایه اجتماعی دولت در طبقه متوسط از آن ها عاریت گرفته شده منتظر بهانه ای برای سوا کردن خرجشان از دولتند، طیف دوم رادیکال های رقیب دولتند که با جمع بندی گزاره افول دولت، برای مخالفت و مقابله با آن مصمم تر می شوند. طیفی از آن ها حتی امید دارند زودتر از آنچه فکر می کنند راهی پاستور شوند و بعضاً کت وشلوار انتخابات و ریاست را هم هنوز از تن خارج نکرده اند. طیف سوم متحدان میانه دولتند که به اقتضا در ائتلاف با آن به سر می برند. شیب نزولی موقعیت اجتماعی دولت آن ها را هم به محاسبه مجدد درباره دولت وادار می کند.
وضع ایده وفاق و جریان میانه
در هشت ماه اخیر جریان میانه و وسطی شکل گرفته است که نماد آن تصویر برساخته شده از سران سه قوه است. این جریان شاید مهم ترین بالانس کننده فضای سیاسی در سال آتی خواهند بود، آن ها فرصت ها و تهدید هایی پیش رو دارند، مهم ترین فرصت آن ها تمرکز قدرت و ابتکار عمل است؛ فرصتی که باید بتواند کارآمدی خلق کند و این کارآمدی است که می تواند زبانه آتش رادیکالیسم را در داخل مهار کند.
فرصت دوم امکان اتخاذ تصمیمات مهم و کارگشا و البته شاید پرریسک در سیاست داخلی، فرهنگ، جامعه، اقتصاد و... توسط این جریان میانه است که باز هم باید به تولید کارآمدی منجر شود و در این میان جریان میانه هم تهدید هایی دارد.
نخستین تهدید این است که در صورت عدم کارایی این سازوکار، گفتمان وفاق و آن تصویری که از سران قوا ساخته شده است، به سرعت امکان تبدیل به یک کلیشه محافظه کارانه از سیاست ورزی را دارد، تبدیل وفاق و هم گرایی به مناسک و نمایش، قتلگاه این ایده است و تعلل بر اثر اجرای پروژه های مشترکی که تولید سرمایهٔ اجتماعی می کند با هر بهانه ای سوت پایانی برای این ایده خواهد بود.
تهدید دوم پیچیدگی حفظ هم زمان گفتمان جریان میانه و استقلال قواست؛ موضوعی که در مواردی چون استیضاح ها و... خود را نشان می دهد. موضوع استیضاح وزیر اقتصاد که حالا جنبه نمادین پیدا کرده، از این زاویه قابل توضیح است. موافقان استیضاح معتقدند اگر جامعه با این جهش ارزی هیچ عکس العملی از ما نبیند، پایگاه اجتماعی مان را از دست می دهیم. مخالفان استیضاح هم به سه دسته تقسیم می شوند؛ دسته نخست علت جهش ارزی را فراتر از یک وزیر می دانند، دسته دوم استیضاح را خلاف گفتمان وفاق می خوانند و دسته سوم نگرانند که پس از عزل احتمالی وزیر جهش های آتی قرار است گردن چه کسانی بیفتد؟ آن ها می گویند بهتر است چند نفر به صورت نمادین در دولت به عنوان نماد های وضع موجود باقی بمانند. همه چالش های وفاق و استقلال و... در همین ماجرای وزیر اقتصاد رخ نمایانده است.
علی ای حال در وضعیت آینده نزدیک باید یک پارادوکس حل بشود. چطور می شود هم در سیاست خارجی هم گرایی ایجاد کرد و همه یک حرف بزنند و هم در سیاست داخلی پویایی داشت و هر صدا و نقدی را به اسم وفاق منکوب نکرد؟ چطور می توان به یک فهم عمومی و یکسان از منافع ملی در عرصه بین المللی رسید و هم زمان جلوی کنشگری داخلی جریان ها را نگرفت؟
این سؤال سختی برای ایران 1404 است اما عجالتاً به چند گزاره فکر کنیم.
1. باید افق گشایی های اجتماعی ولو در حد پروژه های کوچک ناظر به مسائل مردم صورت گیرد تا همه بفهمند سیاست داخلی زنده است و کار می کند.
2. باید رادیکالیسم از سوی ذی نفعانش مهار شود و همه باید بدانند بازی رادیکالیسم ته ندارد و آخر این بازی آتش است.
3. باید برای مفهوم خیر جمعی فراتر از گعده های چندنفره سیاسیون به اسم وفاق و غیروفاق، تعریف روشن داشته باشیم و اگر خیر وفاق به مردم نرسد تبدیل به تئاتری خسته کننده خواهد شد.
انتهای پیام/
{{name}}
{{content}}