بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
تصور می شد با خصوصی شدن سرخابی های پایتخت، دست دلال ها تا حد زیادی از فوتبال کوتاه شود، اما حالا با مربیانی مواجه هستیم که نه فقط بعد از مدت ها بیکاری سر از نیمکت تیم های پرطرفدار ایران درمی آورند که خواسته های عجیب و جالب توجهی دارند.
هرچند فوتبال ایران مملو از قوانین ریز و درشتی است که عمدتاً خیلی هم به آن توجه و استناد نمی شود، اما بی تردید حتی اگر به قوانین آنطور که باید و شاید عمل نشود هم قانون داشتن بهتر از بی قانونی است چراکه ممکن است همین قوانینی که امروز مورد توجه قرار نمی گیرد روزی بتواند به داد فوتبال برسد و آن را از چنگال مدیران ناکارآمدی که دست شان با دلال ها در یک کاسه است، نجات دهد؛ مدیرانی که با پهن کردن فرش قرمز برای سودجویان، کار را به جایی رسانده اند که علاوه بر حیف و میل پول ملت، شخصیت فوتبال ایران نیز به واسطه مشتی اجنبی به تمسخر گرفته شده است!
نه آنکه استفاده از مربی و بازیکن خارجی اشتباه باشد، نه. همانطور که امیر حاج رضایی، کارشناس فوتبال نیز می گوید، امروزه علوم به فوتبال کمک می کنند و برای این رشته مرز جغرافیایی وجود ندارد، همین عامل باعث شده است در دنیای حرفه ای حساسیتی نسبت به این موضوع که مربی داخلی یا خارجی باشد به وجود نیاید. با همین دیدگاه است که در تمام دنیا، تیم های مطرح و صاحب سبک از بازیکنان و مربیان خارجی برای تبادل اطلاعات، داشته های فنی و ارتقای سطح فوتبال استفاده می کنند. در واقع تیم ها جای تکیه کردن به داشته های خود، مدام در حال به اشتراک گذاشتن آن هستند و از این راه در مسیر توسعه و پیشرفت گام برمی دارند، اما به شکلی اصولی و کاملاً حرفه ای؛ مسئله ای که در فوتبال ایران کوچک ترین توجهی به آن نمی شود، به طوری که باوجود یدک کشیدن پسوند حرفه ای، هنوز هم بعد از 24 سال به کلاغی می مانیم که آمد راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد!
فوتبال ایران با وجود آماتور بودن ظرفیت و توانمندی های بالقوه و غیرقابل انکاری داشت که بعد از حرفه ای شدن فوتبال برای رشد و توسعه باید در مسیر درست قرار می گرفت، اما از همان گام نخست به بیراهه رفت و هرگز دیگر نتوانست به مسیر اصلی بازگردد. پرواضح است که در چنین شرایطی کار برای افراد سودجود و منفعت طلب مهیا می شود؛ افرادی که طی این سال ها چنان زمام امور را به دست گرفتند که رهایی از آنها به رؤیا می ماند و حتی خصوصی شدن برخی تیم ها نیز نتوانست دست آنها را از فوتبال کشور کوتاه و دایره فعالیت شان را محدود کند. شاید، چون در تمام طول این مدت نه هرگز نظارت درست و درمانی وجود داشت و نه قانونی که بتواند از آقایان زهرچشم بگیرد و آنها را قدمی هم که شده به عقب براند.
بی شک تصور می شد با خصوصی شدن سرخابی های پایتخت، دست دلال ها تا حد زیادی از فوتبال کوتاه شود، اما اوضاع نه فقط بهتر نشد که بدتر هم شد، به طوری که حالا به لطف مدیران بی کفایت و مسیری که برای افراد سودجو باز کرده اند، با مربیانی مواجه هستیم که نه فقط بعد از مدت ها بیکاری سر از نیمکت تیم های پرطرفدار ایران درمی آورند که خواسته های عجیب و جالب توجهی دارند و نمونه آن را بی شک نمی توان در هیچ کجای دنیا یافت؛ مربیانی که نگاهی از بالا به پایین به فوتبال ایران دارند، حال آنکه نه کارنامه قابل قبولی دارند و نه توانایی ای که بخواهد توجیه نگاه آنها باشد. با وجود این حاضر به پذیرش اشتباهات فاحش خود نیز نیستند و سر جنگ و دعوا دارند و رفتارشان به گونه ای است که گویی حضورشان، افتخاری است برای فوتبال ایران!
فوتبال ایران مربیان خارجی کم به خود ندیده است؛ مربیان صاحب سبکی که خاطرات خوبی از خود به جای گذاشته اند، مربیانی، چون رایکوف، بلاژویچ، دنیزلی، کرانچار و برانکو، اما همانطور که جلال چراغپور نیز به آن اشاره می کند، فوتبال ایران عمدتاً سراغ مربیانی می رود که دوران بازنشستگی خود را می گذرانند و تفکرات آنها در فوتبال روز دنیا دیگر آن خلاقیت لازم را ندارد؛ مربیانی که اگر چه دوران مربیگری آنها رو به پایان است یا حتی پایان یافته، اما به واسطه افراد سودجو چنان با فوتبال ایران تا می کنند که گویی یکی از بهترین های دنیا هستند و فوتبال ایران باید ممنون حضور آنها باشد، در حالی که قرار نیست هر مربی صرف خارجی بودن مربی خوب و باکیفیتی باشد، اما به نظر می رسد این مسئله برای آقایان به وقت انتخاب کمترین اهمیتی ندارد که عمدتاً شاهد حضور مهره های سوخته در فوتبال ایران هستیم؛ مربیانی که گاهی در عین ناباوری شاهد آن هستیم که به رغم ناکام بودن همچنان به فعالیت خود در فوتبال ایران ادامه می دهند و گاه از تیم های باشگاهی به رده های ملی هم می رسند، حال آنکه نه تنها خارج از ایران که در ایران هم پرونده قابل استناد و قابل قبولی نداشته اند! اما پرواضح است که دلال و رابط آنها خوب بوده که باوجود ناکامی های متعدد، همچنان نمی توانند به مربیگری در فوتبال ایران ادامه دهند. بی آنکه آب از آب تکان بخورد!
«یوروی» پتروشیمی در جیب دلال و ماتزاری!طی همین یکی دو سال اخیر موارد جالب توجهی را شاهد بودیم. از گاریدو گرفته که رقم قراردادش در داخل و خارج ایران زمین تا آسمان فاصله داشته تا موسیمانه پرتوقعی که چند صباحی برای دلالی و تفریح به ایران آمد و بعد از قیافه گرفتن برای اصحاب رسانه و لیچار بار بازیکنان کردن رفت و پشت سرش را نگاه نکرد و کارتال ترک تباری که نیامده با چنان نگاه از بالا به پایینی با خبرنگاران صحبت می کند که گویی احدی حق انتقاد از او را ندارد! جدیدترین تحفه آقایان نیز ماتزاری است! مربی ایتالیایی که درخواست هشت دستیار کرده و باوجود درخواست 4 میلیون یورویی، در عین ناباوری قرار است استقلال را نه از روی نیمکت که از روی سکو ها هدایت کند و نظری جویباری، مدیرعامل استقلال نیز ابایی ندارد از تأیید آن: «برای این فصل احتمال دارد چنین اتفاقی رخ دهد. ایشان عنوان کرده که ممکن است از روی سکو ها تیم را هدایت کند، اما این احتمال نیز وجود دارد که پس از سه یا چهار هفته روی نیمکت بنشیند. تصمیم نهایی به شرایط پیش رو و برنامه ریزی برای فصل آینده بستگی دارد؛ جایی که ماتزاری می خواهد تیم را مطابق دیدگاه خود ببندد.»
آیا نباید قوانینی وضع شود تا جلوی حضور این دست مربیان خارجی در فوتبال ایران را بگیرد؟ نباید شرایط به گونه ای باشد که دست آقایان اندکی هم که شده برای جذب مربیان بی کیفیت و ضعیفی که فقط ادعا دارند و خواسته های قلمه و سلمبه بسته شود؟ پیش از این شاهد حضور بازیکنان عجیب و غریب در فوتبال ایران بودیم؛ بازیکنان هپاتیتی و کارگران بیکاری که به لطف مدیران بی کفایت پای شان به فوتبال ایران باز شده بود و هزینه های گزافی را روی دست ملت گذاشته بودند تا شاید سیبیل برخی ها چرب شود؛ بازیکنانی که با وضع قوانین مختلف اندکی جلوی حضور آنها گرفته شد. برای نمونه دیگر هیچ تیمی نمی تواند بدون تست دادن اقدام به جذب بازیکن خارجی کند و اگر بازیکنی که جذب کرده نتواند کارایی لازم را داشته باشد، برای سال آینده سهمیه آن باشگاه کم خواهد شد، هرچند این قوانین هنوز آنقدر نیست که بتواند به طور کامل دست دلال ها و مدیران ناکارآمد را از جیب ملت بیرون بکشد، اما توانسته است محدودیت هایی هرچند اندک ایجاد کند؛ محدودیت هایی که باید با وضع قوانین بازدارنده دایره جولان افراد سودجو را در جذب مربیان خارجی نیز کوچک تر کند؛ قوانینی که اجازه ندهد هر کسی صرف مربی بودن و خارجی بودن به لطف آقایان سرش را پایین بیندازد و وارد فوتبال ایران شود و ضمن گرفتن قیافه، هزینه های هنگفتی نیز روی دست ملت بگذارد! بی تردید تجربیات تلخ سال های اخیر ثابت کرده است باید در جذب سرمربیان خارجی هم آداب و رسوم حرفه ای و خاصی را رعایت کرد که در غیر این صورت بدون هیچ سود و منفعتی شاهد آن خواهیم بود که فوتبال ایران به بهشت مربیان بی کیفیت تبدیل شده است.
منبع: جوان
انتهای پیام/
{{name}}
{{content}}