بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
نویسنده مجموعه داستان «یادم نمی آید مرده باشم» گفت: کار درستی نیست که جمیع نویسندگان در حوزه ادبیات داستانی به تمام اتفاق ها و مقاطع تاریخی ورود کنند و نباید کارخانه نویسنده سازی تأسیس کنیم!
بیش از 400 روز از آغاز حماسه «ایکنا) در قالب سلسله گفت وگوهایی که با نویسندگان نام آشنا و آثار شاخصی که طی یک سال اخیر حوزه ادبیات مقاومت، پایداری و دفاع مقدس کشورمان را تحت الشعاع خود قرار داده به گفت وگو بنشیند. حاصل این گفت وگوی صریح و بی پرده با اکبر صحرایی در ادامه از خاطرتان می گذرد.
var player = videojs('player_171153_3656129',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/3656129',{},function (data) {}); })); کد دانلود فیلم اصلیبعد از تجربه تقریر و قلمی کردن 40 کتاب در حوزه «ادبیات انقلاب»؛ «ادبیات دفاع مقدس» و «مدافعان حرم»؛ مدتی بود که ذهنم را درگیر خلق و نگارش اثری با محور روایت ها و اتفاق های فلسطین ساخته بودم. البته باید بگویم طی این سال ها ذهنم به شکل جسته و گریخته به محور و مسئله فلسطین مشغول بود و گاه مواردی که در قالب خط روایی یا داستانی در ذهنم شکل می گرفت را جداگانه برای خود یادداشت می کردم؛ اما آن سوژه و موضوع اصلی که بتوانم بنا و محور یک کتاب را براساس آن استوار کنم در ذهنم به شکل کامل شکل تجسم نیافته بود تا اینکه اتفاق هفت اکتبر 2023 و حماسه «طوفان الاقصی» به وقوع پیوست.
«طوفان الاقصی» نه یک اتفاق و رخداد که به غایت معنا حماسه ای بود که جهان را تحت تأثیر قرار داد. به ویژه ایران به عنوان اصلی ترین کشور حامی فلسطین که ریز اطلاعات و اخبار با محوریت این حماسه در کشورمان منعکس می شد. همین عامل باعث شد تا تمام کارها و چند اثری که نگارش آنها را در دست داشتم به کناری گذاشتم و محو این سوژه ها، اتفاق ها و خرده روایت ها با بحث مبارزان فلسطین و حماس شدم.
طی آغاز و استمرار حماسه «طوفان الاقصی» با دیدن جنایات شنیع و وحشتناک رژیم غاصب صهیونی این پرسش در ذهن من ایجاد شد که چگونه می توانیم به واسطه یک اتفاق شاهد از هم گسیختن و متلاشی شدن مفهوم دموکراسی در جهان و تبدیل شدن آن دستگاهی خشن و خون ریز در راستای مطامع کشورهای استعمارگر و زورگو باشیم. دستگاهی که به هیچ چیز رحم نمی کند و در کنار کشتار و شهادت انسان ها حتی حیوانات را در میانه این اتفاق ها مورد هدف قرار می دهد.
تمامی این اتفاق ها و آنچه تنها نظاره می کردم ذهن من را مشغول کرد و شروع به یادداشت کردن این اتفاق ها کردم. همچنین نوع واکنش ها؛ حوادث؛ رخدادها و اتفاق هایی که در جهان با محوریت این مسئله شکل می گرفت و خبری می شد؛ تظاهرات ها در کشورهای متعدد و انعکاس و عکس العمل های صورت گرفته از سوی تمام مردمان جهان در فضای مجازی؛ همه اینها مرا مبهوت خود کرده بود!
در نهایت کار تجمیع و دسته بندی در مسیر شناخت دقیق از آنها را قالب بحث پژوهشی به میان می آوردم. به همین سبب تمام هم وغم و زمان خود را طی قریب به سه ماه بر حوزه پژوهش در این عرصه استوار کردم. تمام این مدت در مسیر پژوهش و تحقیق با تک تک اتفاق ها بر مدار غزه و طوفان الاقصی از یک سو و از طرفی دیگر با رصد تمام جنایات رژیم غاصب صهیونی پیش می آمدم. استمرار اشتغال من در مسیر سپری کردن کارهای تحقیقی و پژوهشی بودم به نقطه ای رسید که متوجه شدم اکنون سوژه ها و خرده روایت ها به قدری جمع و متراکم شده اند که می توانم با محوریت آنها دست به تولید اثری بزنم.
در این زمان بود که بعد از تجمیع و دسته بندی کارهای پژوهشی به شکل شبانه روزی کار نگارش؛ غلیان احساس؛ تحریک و پاسخ گویی به پرسش های ذهنی؛ نگرش احساسی و تخیل خود را به یاری گرفتم و همه موارد را با احساس درونی و ناراحتی هایی که در پس این جنایت ها به عنوان انسان در درون خود حمل و احساس می کردم را به عنوان عامل و محرک اصلی برای آغاز نگارش و جزم کردن عزم خود به کار بستم.
در همین اثنا بود که شاهد افزایش شدت جنایت و قساوت رژیم جعلی صهیونی در مواجهه با مردمان مظلوم، بی گناه و بی دفاع فلسطین؛ به ویژه زنان و کودکان بودم. جایی که رسانه ها از فرود بمب های چند تنی بر سر مردمان آواره نوار غزه خبر می دادند.
همه این ها باعث شد تا دست به قلم شوم. نکته جالب این بود که با توجه به آنکه برای من نگارش هر کتابی حداقل یک سال زمان می برد، برای نخستین بار این کتاب (یادم نمی آید مرده باشم) را در عرض سه ماه نوشتم و در همین مدت، همزمان با نوشتن قصه ها کار بازنویسی و اصلاح نهایی آنها را نیز انجام می دادم.
در مسیر نگارش کتاب «یادم نمی آید مرده باشم» در نهایت به 32 داستان رسیدم و همانگونه که اشاره داشتید این مجموعه از داستان های چندسطری تا داستان های 12، 13 صفحه ای شکل گرفت. داستان هایی که با شخصیت های مختلف و متعدد، اتفاق ها و وقایعی که در سراسر جهان با محوریت حماسه «طوفان الاقصی» و جنایات رژیم غاصب صهیونی در مواجهه با مردم مظلوم نوار غزه صورت می گرفت را به خود اختصاص داد.
var player = videojs('player_568823_3656130',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/3656130',{},function (data) {}); })); کد دانلود فیلم اصلیپاسخ به این پرسش بحثی مبسوط و مطول را می طلبد و نخست باید بر این مهم استوار شویم که آیا ما برای حوزه «ادبیات مقاومت» نیازمند ورود نویسندگان متعدد برای ورود به مقاطع تاریخی و اتفاق های خاص هستیم یا خیر؟ البته پیرامون این اتفاق آرای مختلفی هم وجود دارد.
اما در نگاه کلی معتقدم فرق داستان و شعر به این مسئله باز می گردد که «شعر»، اثری است که در لحظه و آن به شکل الهامی خلق می شود. اما نگارش و طی کردن مسیر خلق داستان، خاصه در حوزه ادبیات جنگ؛ دفاع مقدس؛ پایداری و مقاومت نیازمند آن است تا زمانی از آن رویداد و اتفاق بگذرد تا گرد و غبار جنگ فرو بنشیند. اینگونه نویسنده می تواند از بالا به شکل واضح به صحنه نگاه کند تا بتواند تمام زوایا را ببیند و بنویسد. این شیوه و طی کردن مسیر خلق «داستان» درست در نقطه مقابل «شعر» و جهان آن قرار می گیرد. خلق شعر بیشتر مبتنی بر رویکرد و نگاه تهییجی و منطبق بر یک «آن» و «لحظه» است و کمتر نگرش تبیینی و تحلیلی لازمه خلق جهان داستانی را می توان با حوزه شعر عجین دانست.
هر چند تأکید می کنم «شعر» و «داستان» به عنوان دو جهان و فضای خلق ادبی، هر یک تأثیر؛ اهمیت و جایگاه خود را به شکل مستقل دارند و هیچ یک نسبت به دیگری برتری ندارند. از همین روی از زاویه دید خود می گویم که در مواجهه با اتفاقاتی مانند «جنگ»؛ نویسنده نباید سریع دست به قلم شود و بنویسد. چرا که این سریع نوشتن ها با وجود آنکه در مقاطعی کارایی خود را دارند اما با آسیب های جدی نیز مواجه هستند.
اگر پرسیده شود آن آسیب چیست؟ می توان گفت اگر بحث ما در حوزه ادبیات داستانی به ویژه «داستان بلند» و «رمان» آنهم با محوریت خلق آثار فاخر استوار باشد، مسلم است که تحقق چنین مهمی نیازمند تأمل؛ مداقه؛ اندیشه؛ پژوهش و فاصله گرفتن نویسنده از آن اتفاق، جهت دریافت و اشراف بر زوایای مختلف آن رخداد، رویداد، درگیری و جنگ را می طلبد.
در کنار این مسئله به این مهم نیز سخت ایمان و باور دارم که اگر جمیع نویسندگان در حوزه ادبیات داستانی به تمامی اتفاق ها و مقاطع تاریخی ورود کنند، این اقدام و نگرش نمی تواند کار درستی باشد! توجه ما نباید بر این مهم استوار باشد که کارخانه نویسنده سازی تأسیس کنیم! البته این مسئله یکی از اصلی ترین انتقادهای من طی سال ها فعالیتم در عرصه ادبیات داستانی انقلاب، دفاع مقدس و مقاومت است. چرا که معتقدم یکی از اصلی ترین معضلات امروز ادبیات دفاع مقدس و پایداری، مواجهه و برخورد ما با تعداد متعدد و کثیری از نویسندگان متوسط است! حضور این حجم از نویسندگان متوسط به قطع و یقین آثارشان نیز از حد میانه و متوسط بالاتر نخواهد بود. از همین رو حضور تعداد بالا و کثیر نویسنده متوسط باعث می شود تا آن آثار فاخر به قلم نویسندگان بزرگ کمتر به چشم بیایند.
حال با این نگاه کلی که برای شما ترسیم کردم به سراغ پاسخ دادن به پرسش شما می روم. به جد معتقدم امر پژوهشی که شما در مسیر خلق آثار داستانی در پرسشتان بر آن تأکید داشتید مسئله ای بسیار مهم و غیر قابل چشم پوشی است. ضعف عمده نویسندگان ما در حوزه های مختلف از جمله «ادبیات مقاومت» به ضعف پژوهش و تحقیق بازمی گردد.
در کنار اهمیت و لزوم مسئله تحقیق در مسیر خلق ادبیات داستانی باید به مولفه دیگری نیز برای خلق آثار فاخر، جریان ساز و فرهنگ ساز با محوریت ادبیات دفاع مقدس، پایداری و مقاومت که به شخصه به آن اعتقاد دارم نیز اشاره کنم و آن اینکه به عنوان مثال اگر قرار است در ارتباط با غزه، لبنان و فلسطین اثری خلق شود، لازم است تا نویسنده بخشی از تجربه زیسته خود را در همین کشورها سپری کند. آنچنان که خود من اگر توانستم 40 اثر در حوزه ادبیات انقلاب، دفاع مقدس و مدافعان حرم خلق کنم به این سبب است که بیش از سه سال از زندگی خود را در بطن و عمق صحنه دفاع مقدس، حضور و شرکت در عملیات ها گذرانده و سپری کرده ام.
البته این را نیز می گویم که حضور در بطن میدان و تجربه زیسته در جنگ برای خلق و نگارش آثار مرتبط با آن به معنای اصل تام و تمام و تنها امر مهم در خلق روایت آثار ادبیات داستانی مقاومت و دفاع مقدس نیست! چه بسا فردی تجربه حضور در میدان را نبرد را نداشته باشد؛ اما به قطع و یقین می تواند بر بلندای کار تحقیقی و پژوهشی تا حد زیادی به زوایای مختلف این اتفاق مانند کسی که در کف میدان بوده به اطلاعات دست یابد.
اگر تجربه زیسته در جنگ و میانه درگیری یا جبران آن با کار پژوهشی و تحقیقی توسط نویسنده صورت نگیرد مسلم است خروجی قلم نویسنده با هدف خلق اثری فاخر محقق نخواهد شد.
در مسیر کار تحقیقی و پژوهشی با محوریت رویداد تاریخی مانند جنگ، دفاع مقدس یا درگیری های نظامی نیز تاکید بر این نکته ضروری است که باید اطلاعات و منابع به شکل کامل در اختیار فرد نویسنده در مسیر پژوهش و تحقیق قرار گیرد. تنها در صورت وقوع چنین دست از اتفاق ها و تجربیاتی است که می توان امیدوار به خلق آثار فاخر، جریان ساز و فرهنگ ساز در حوزه ادبیات مقاومت؛ دفاع مقدس و پایداری باشیم.
امروز و با توجه به اتفاق هایی که در پس بیش از یک سال از آغاز حماسه «طوفان الاقصی» به وقوع پیوسته می توان با قطعیت گفت که به واسطه همین اتفاق ها می توان صدها رمان با محوریت این جنایت ها نوشت و کماکان بر این مسئله تأکید می کنم که برای ورود به این بستر، به جِد نیازمند نویسندگان حرفه ای و قدرتمند هستیم و نه نویسندگان متوسط!
var player = videojs('player_651441_3656131',{ techOrder: [ "html5" , "flash"],poster:'',width:400,height:300}); videojs.addLanguage('en', {"No compatible source was found for this media.": "مشاهده ی ویدیو نیاز به پشتیبانی مرورگر از codec h264 یا نصب فلش پلیر دارد."}); player.one('play', (function(){ $.post('/fa/ajax/news/video/3656131',{},function (data) {}); })); کد دانلود فیلم اصلیپیش از پاسخ به این پرسش باید نکته ای را عنوان کنم و آن اینکه به شخصه در نگارش آثار ادبیات دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم به دلیل اعتقادی که به جهان و زبان طنز دارم از این زبان استفاده کرده و می کنم. حتی به عنوان نمونه می توانم به کتاب «کتیبه ژنرال» یا روایت سفر مقام معظم رهبری به شیراز در رمان «حافظ هفت» اشاره کنم.
غیر از اینها من بزرگترین مجموعه طنز دفاع مقدس نوجوانان را با عنوان «دار و دسته دار علی» نوشته و به چاپ رسانده ام و به تازگی انتشارات جمکران دو جلد از مجموعه «علاف ها» را با نام های «راز عباس خروس» و «مورچه انتحاری» برای گروه مخاطبان هدف کودک و نوجوان از قلم من منتشر کرده است.
حال با این اعتقاد به زبان طنز و عقبه آثار منتشر شده ام پاسخ شما را می دهم و به این مسئله اشاره می کنم که حساسیتی که شما در پرسشتان به آن اشاره داشتید مبنی بر اینکه چرا برخی از نویسندگان در قلم خود و نگارش آثار ادبیات دفاع مقدس، پایداری و مقاومت از قلمی تلخ درست مانند تلخی مصائب خود جنگ بهره می برند، حساسیتی درست است اما باید در این میان تفکیکی میان حوزه ادبیات کودک و نوجوان و بزرگسال قرار داد.
بیان تلخی آن هم در قالب روایت و رویدادی مانند جنگ حتی در برخی از مؤلفه های آشنای ما در احادیث؛ قرآن و مکتب اسلام نمونه دارد و به آنها اشاره شده است. حتی تجربه چنین تلخی هایی بر بلندای تاریخ اسلام نیز وجود دارد.
ما در تاریخ اسلام صحنه ای به عظمت؛ وسعت و گستره ای به تلخی و بی انتهایی «عاشورا» را داریم و بعید می دانم تلخ تر از صحنه عاشورا در هیچ تاریخ و زمانی به وقوع پیوسته و وجود داشته باشد! صحنه ای که تنها در برش و بخشی از آن شاهدیم که امام حسین(ع) در حالی که کودک و نوزادی شش ماهه را در دست می گیرد و فریاد تشنگی او را سر می دهد اما پاسخش تیری است که از کمان دشمن رها شده و بر گلوی او آن نوزاد می نشیند!
این روایت باید همانگونه که به وقوع پیوسته و با تمام تلخی آن روایت شود؛ چرا که برخی از این اتفاق های تاریخی در قالب فضای نبرد، بعد به حماسه بدل می شود؛ پس روایت آن همان گونه که هست، حتی اگر تلخ باشد! به عنوان اصلی الزامی به همان شکل باید روایت شود.
در دنیایی که شاهدیم همین دشمنان صهیونی بمب های چند تنی بر سر مردمان بی دفاع، زنان و کودکان می ریزند؛ بمب هایی که یک ساختمان را از ریشه و از زمین ساقط می کند؛ بمب هایی که شاهدیم دست وپای کودکان به واسطه اصابت آنها به منازل مسکونی قطع می شود؛ اینجا و در چنین مقاطعی دیگر آن روایت روانشناسان که تأکید دارند در مواجهه با خشونت نباید زبان و حرف نیز بر خشونت استوار باشد نه معنایی ندارد و نه مجالی برای مطرح کردن پیدا می کند!
چرا که در مواجهه با این شدت از قساوت، خشونت، ددمنشی و وحشی گری ست که دست ها رو و عیان شده است؛ شاهدیم که افرادی که در این مصیبت قرار دارند -نه اینکه فقط شاهد و ناظر آن باشند- نه؛ در بطن این اتفاق های تلخ حضور دارند، با این غم و این تلخی ها، تک تک لحظات زندگی خود را زندگی و سپری می کنند؛ پس لازم است که نویسنده در موقعیت هایی، فصل هایی، بخش هایی یا روایت هایی به قول شیرازی ها «تِلِنگَری» بزند و شوکی به مخاطب برای دریافت عمق و عظمت فاجعه و تلخی این اتفاق وارد کند. اما انتخاب درست و به جا برای بیان زبانِ قلم تلخ نیز خود نوعی مهارت مهم است.
به عنوان نمونه در همین مجموعه «یادم نمی آید مرده باشم» که بهانه گفت وگوی ما است، صحنه های طنز تلخ را مخاطب به وفور در قالب داستان های این مجموعه و روایت هایش به چشم می بیند و از خاطر می گذراند. صحنه هایی که آن نظام مدعی دموکراسی، آزادی و نظام فاشیستی رژیم غاصب صهیونیست که دست به این جنایت ها زده است را به تمسخر می گیرد.
اجازه بدهید به دو نکته متمایز و ویژه دیگر این کتاب هم اشاره کنم. نخست آنکه در میان تمامی شخصیت های مختلف، متعدد و راویانی که در هر یک از این داستان ها و قصه های مجموعه «یادم نمی آید مرده باشم» وجود دارد حتی یک شخصیت ایرانی را نمی بینیم. تمامی شخصیت ها از گروه های مختلف، از فضاهای مختلف با ادیان مختلف در کشورهای مختلف به عنوان قهرمانان هر داستان انتخاب شده اند.
به عنوان نمونه شخصیت همین داستان «یادم نمی آید مرده باشم» که نام این مجموعه نیز بر اساس آن انتخاب شده است؛ قهرمانش دختربچه ای مسیحی است که برای آرامش و التیام کودکان جنگ زده، کودکانی که مادر و پدرشان را طی بمباران های رژیم جعلی صهیونی از دست داده اند ویولون می زند!
بله؛ همینطور است! آنچنانکه که بیان کردم، بحث جایگاه و اثرگذاری داستان و رمان اینجاست که رخ نمایی می کند. کفه ترازوی تلخی و شیرینی در روایت داستان و رمان باید به گونه ای باشد که سپیدی و سیاهی را در کنار یکدیگر قرار دهد و مخاطب را بر فراز هر قصه و داستان با فراز و فرود آن به بالا و پایین ببرد. این مؤلفه هاست که دست به دست یکدیگر می دهند تا خواننده پابه پای هر قصه، داستان و کل کتاب پیش برود و با آن همذات پنداری کند.
این ها دلایلی است که می توانم برای پاسخ به پرسش شما بگویم و مسائلی اجتناب ناپذیر است.
در یک کلام باید گفت معنای «جنگ» همان نامی است که روی خودش دارد یعنی «جنگ»! همین واژه به تنهایی متبادر کننده معنی سختی و تلخی آن است!
گفت وگو از امین خرمی
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}