بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
برادر شهید حمید یوسفی نیکخو از شهدای رسانه ای استان همدان ضمن بیان خاطراتی از برادر شهیدش گفت: برادرم که در سپاه دانش تبریز بود، از تبریز برای حمید یک دوربین zenit و لابراتوار چاپ عکس خریده بود؛ علاقه او به عکاسی از همینجا شکل گرفت، کارش را هم با چاپ عکس های امام شروع کرد، سرانجام نیز در عملیات رمضان حین فیلمبرداری از جنایات رژیم بعث در جبهه بر اثر برخورد گلوله تانک به زیر پایش به شهادت رسید.
به گزارش ایکنا از همدان، سعید یوسفی، رزمنده دوران دفاع مقدس و برادر شهید حمید یوسفی نیکخو شهید رسانه ای استان همدان، امروز 9 مهرماه در یادواره این شهید گرامی که در دفتر خبرگزاری حوزه به همت بسیج رسانه برگزار شد، اظهار کرد: خانواده ما یک خانواده معمولی بود، منزل ما قبل از انقلاب در محله حاجی مستقر بود، پدرم بنا بود، 4 برادر و دو خواهر بودیم؛ برادر بزرگم محمد در فعالیت های مذهبی و قرآنی بود، به تبع او سایر برادران هم قدم در این را ه گذاشتند.
وی افزود: شهید حمید قبل از انقلاب در جلسات قرآن کریم شرکت داشت، برادرم به عضویت سپاه دانش تبریز درآمد، آن زمان این دوربین در همدان پیدا نمی شد، از تبریز شاید به دلیل اینکه به روسیه نزدیک تر بود توانسته بود برای حمید دوربین zenit پیدا کند و این دوربین را به همراه یک لابراتوار چاپ عکس خریده بود؛ علاقه او به عکاسی از همینجا شکل گرفت.
این برادر شهید ادامه داد: کارش را با چاپ عکس های امام شروع کرد، در شعارنویسی زمان انقلاب هم خیلی فعال بود. خیلی نترس بود در اغلب تظاهرات ها شرکت می کرد. حماسه 30 مهرماه بود و محله ما که مرکز شهر بود حسابی شلوغ شده بود؛ درگیری ها زیاد بود، پدر و مادرم خیلی نگران بودند، حمید از صبح که رفته بود نیامده بود، در تاریکی شب بود که دیدیم آمد.
این جهادگر همدانی با اشاره به فعالیت های فرهنگی شهید حمید در ایام انقلاب، یادآور شد: حمید دوستی داشت که با او به تهران می رفت و کتاب های مذهبی به ویژه کتب شهید مطهری را تهیه می کرد و به همدان می آورد، با منافقان مبارزه می کرد.
یوسفی یادآور شد: بعد از پیروزی انقلاب هر تابستان در اردو جهادی در حاشیه همدان و در روستاها شرکت می کرد و به بازسازی روستاها می پرداختند. وقتی بسیج به فرمان امام خمینی(ره) تشکیل شد، بسیج مسجد مهدیه را راه انداخت و به عنوان عضو بسیج در آن فعالیت می کرد. برای اولین بار که به منطقه رفت دچار یک مجروحیت کوچک شد.
این برادر شهید یادآور شد: حمید به عنوان عضو کمیته فرهنگی جهادسازندگی درآمد، در عملیات طریق القدس و فتح المبین شرکت داشت، در این عملیات ها از شهید شیرودی، شهید شهبازی و شهید همدانی فیلم تهیه می کند بعد از آن هم در عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر شرکت داشت و در نهایت رمضان آخرین عملیاتی بود که در آن حضور پیدا کرد.
وی با اشاره به آخرین دیدارش با شهید حمید ابراز کرد: شب قبل از اینکه به منطقه اعزام شود، اردوگاه ابوذر بود وقتی به منزل آمد دیدم برایم یک جفت دمپایی خریده است، آنها را به من داد و صبح به همراه محمدجواد بیات و حسین شریفی به جبهه اعزام شدند. که به روایت همرزمش در نبرد اهواز حمید خیلی دگرگون شده و گفته بود فردا یکی از ما شهید می شویم.
یوسفی ادامه داد: با یکی از فرماندهان قصد مصاحبه داشته که شدت درگیری زیاد می شود و نمی تواند مصاحبه کند و شروع به فیلمبرداری از فضای منطقه می کند. تانک ها به 400 و 500 متری آنها می رسند. عباس شریفی که عکاس این منطقه بوده برای فیلم دوربین مشکلی ایحاد می شود حمید به او می گوید از داخل ماشینش پتویی بیاورد تا در دید عراقی ها نباید و زیر آن بتواند فیلم را برایش درست کند اما در همان حین گلوله تانک به زیر پایش اصابت می کند و در 21 سالگی به در تیرماه 1361 به شهادت می رسد. متاسفانه به دلیل شدت حملات در این عملیات و نحوه شهادت حمید چیزی از دوربین حمید به جا نماند و آخرین آثار او از جبهه، تصاویر و فیلم هایش از بین رفت.
وی با اشاره به نحوه خبردار شدن از شهادت برادرش بیان کرد: وقتی حمید به شهادت می رسد، من در منطقه سرپل ذهاب بودم، به من اطلاع ندادند که حمید به شهادت رسیده فقط گفتند زودتر به همدان برگرد، مرا در خیابان مهدیه نزدیک منزل پیاده کردند، وارد کوچه شدم دیدم سر کوچه حجله حمید را زده اند و همانجا متوجه شدم به شهادت رسیده است.
یوسفی با اشاره به اینکه تمام شهدا در ولایت ذوب بودند و شهید حمید هم اینگونه بود، گفت: حمید مقید به نماز و روزه بود اکثر دوستانش هم در جنگ به شهادت رسیدند. در خانه به او آچار فرانسه خانواده می گفتیم همه کارها را نگفته انجام می داد، تابستان ها همراه پدرم به کارگری می رفت و خرج خودش را در می آورد رابطه گرمی با پدر و مادر و برادران داشت. آثار فیلم ها و عکس های او همچنان باقیست بخش از آنها در بنیاد حفظ آثار و بخشی نیز در منزل نگهداری می شود.
همرزم و دوست شهید علی چیت ساز نیز در ادامه با یادی از شهید علی چیت سازیان فرمانده اطلاعات عملیات سپاه همدان، بیان کرد: سال 1363 با شهید چیت ساز به طور مستقیم آشنا شدم، وارد اطلاعات عملیات شدم تا اخر جنگ هم در آنجا بودم. علی آقا فرمانده ما بود، در شجاعت بی مثال بود.
وی ادامه داد: معمولا در خط مقدم عیار افراد مشخص می شد، علی آقا وقتی نماز می خواند و گریه می کرد به این توجه نمی کرد که دور و برش کسی هست یا نه، خیلی راحت در جمع بلندبلند گریه میکرد و با خدا نجوا می کرد، وقتی از جبهه برمی گشت به خانواده شهدا سرکشی می کرد انقدر خاضعانه و خاشعانه برخورد می کرد که می گفتی دل رحم تر از او کسی نیست کسی که شجاعتش در جبهه دشمن را کلافه کرده و مایه دلگرمی رزمندگان بود در اینجا آن شجاعتش تبدیل به دل رحمی می شد. وقتی در شهر بود خیلی از بچه ها را پیدا می کرد و با آنها ارتباط می گرفت و آنها را به جبهه می برد.
{{name}}
{{content}}