بررسی علت تغییرات سود عملیاتی "رافزا"
به گزارش کدال نگر بورس 24، شرکت رایان هم افزا در خصوص تغییرات بیش از 30 درصدی سود عملیاتی دوره 6 ماهه منتهی به 31 شهریور 1403 نسبت به دوره مشابه سال قبل توضیحاتی ارائه نمود.
یک عضو جدا شده از منافقین که به عنوان شاهد در دادگاه رسیدگی به جنایات این گروه تروریستی حاضر شده بود، گفت: در نشست هایی که با رجوی بودیم، شاهد بودم که به خود درباره اقدام 7 تیر و 8 شهریور می بالید.
قاضی دهقانی در ابتدای جلسه با تسلیت شهادت سیدحسن نصرالله، رهبر جبهه مقاومت و فرماندهان همراه و شهدای محور مقاومت، گفت: امروز دل تمام آزادگان عالم برای جنایات تروریسم دولتی شکل گرفته در زمین ها و سرزمین های اشغالی فلسطین به درد آمده است. به عنوان رئیس دادگاه از نتانیاهو به عنوان یک فرد تروریست، که از هیچ جنایتی فروگذاری نکرده است نام می برم. دنیا این جنایات را فراموش نکرده و برای تحقق صلح، عدالت و امنیت حرکت خواهد کرد. امروز تاریخ بشر و صفحات تمدنی آن به خون پاک ترین انسان ها رنگین می شود.
اخبار را نباید پخش و برخی را باید پخش کرد، گفت ما خودمان با اینکه می دانستیم انفجار حزب کار سازمان است، اما شک داشتیم که باید اعلام کنیم یا خیر، این گونه بود من متوجه شدم که وی نیز با خبر بوده است.در ادامه وزیری نماینده دادستان با حضور در جایگاه از شاهد دیگر که خواستار این بود که هویتش پنهان باشد، سوالاتی پرسید.
نماینده داستان پرسید: آیا این تصمیمات به صورت انفرادی بود؟ یعنی هر عضو سازمان اعلام می کرد که در یک روز مشخص می خواهد در ایران عملیات تروریستی انجام دهد و یا این عملیات ها سازماندهی شده و برنامه ریزی شده بود و از سوی سازمان ابلاغ می شد؟
این شاهد با تقسیم موضوع به دو بخش، گفت: در رابطه با ترور های دهه 60، چون مجاهدین در خانه های تیمی به سر می بردند و دسترسی ها آسان نبود خودشان سوژه ترور را انتخاب می کردند، اطلاع می دادند و پس از موافقت، این ترور ها انجام می شد. در آن مقطع خود اعضا در رابطه با ترور ها تصمیم می گرفتند و تایید نهایی با سازمان بود، اما در سال 73 ترور های دیگری شکل گرفت. در این سال ترور ها از عراق انجام می شد و در هیئتی که خود مسعود و مریم رجوی در آن حضور داشتند و اعضای ستاد داخلی نیز در آن حضور داشتند سوژه های ترور انتخاب و بررسی می شدند و حتی شخص مورد نظر برای انجام این عملیات تعیین می شد و آموزش داده می شد و سپس این افراد از داخل عراق به ایران اعزام می شدند.
وزیری سوال کرد: در رابطه با ترور های سال 60 آیا سازمان معیار های خود را برای انتخاب سوژه مشخص کرده بود که اعضا گزارش می دادند و سوژه مشخص می کردند یا خود اعضا این کار را انجام می دادند؟
این شاهد عینی جواب داد: سازمان در واقع از انقلاب شوروی الگو گرفته بود و در ابتدا فکر می کرد با انفجار حزب و زدن سران، قدرت را به دست گیرد، اما وقتی که نتوانست به این هدف برسد، ایده دیگری مطرح کرد و آن ایده زدن سرانگشتان اختلاف آفرین بود. بر این اساس هر کس که از جمهوری اسلامی حمایت می کرد باید ترور می شد و برایشان مهم نبود که طرف چه کاره باشد بلکه مهم این بود که این فرد از جمهوری اسلامی حمایت می کند. اگر کسی عکس امام را در منزل داشت و یا در مراسمات و مناسبت های مذهبی شرکت می کرد به یقین می رسیدند که این فرد حامی جمهوری اسلامی است و باید ترور شود.
وزیری سوال کرد: آیا این 2 محور سیاست سازمان بود؟
این عضو جدا شده منافقین پاسخ داد: رجوی همیشه در سیاست های خود از کشور های مختلف الگو می گرفت و می خواست همه مبارزینی که به قدرت رسیده بودند را الگوی خود قرار دهد و با قتل و کشتار به قدرت برسد.
نماینده دادستان پرسید: آموزش نیرو ها به چه صورت انجام می شد؟
این شاهد عینی با بیان اینکه آموزش نیرو ها در دهه 60 به شکل خاصی نبود و فقط به نیرو ها سلاح و اطلاعات داده می شد تا ترور ها را انجام دهند، اظهار کرد: ولی وقتی تیم ها از عراق می آمدند بسته به نوع سوژه آموزش های خاصی می دیدند؛ معمولاً تیم ها 3 نفره بودند و تیمی که می خواست وارد کشور شود و عملیات تروریستی انجام دهد آموزش های خاصی به او در رابطه با سلاح و استفاده از آن، معدوم کردن سلاح و رساندن آن و کسب اطلاعات و شهر هایی که قرار است تروریست ها در آن مستقر شوند، داده می شد. حتی اطلاعات مربوط به آن شهرها، فرهنگ مردم آن شهر و اسامی خیابان های آن و در کل آموزش های شهرشناسی و مردم شناسی در رابطه با این شهر ها به تروریست ها داده می شد.
وی ادامه داد: همچنین این آموزش داده می شد که در آن شهر چگونه لباس بپوشند و چگونه صحبت کنند که شناسایی نشوند. تمام این موارد با جزئیات به آن ها آموزش داده می شد و این آموزش ها در اصل مطابق با سوژه مورد نظر بود.
نماینده دادستان سوال کرد: این آموزش ها از سر دلسوزی توسط یک فرد انجام می شد؟ یا یک فرد داوطلب در انجام یک عملیات تروریستی می آمد و به تروریست های این آموزش ها را می داد؟ یا یک امر سیستماتیک بود؟
این شاهد عینی پاسخ داد: در سازمان این آموزش ها به هیچ وجه از روی دلسوزی نبود و به صورت سیستماتیک و هدفمند انجام می شد. من در سال 73 شخصاً اعتراض کردم، چون این آموزش ها سیستماتیک بود، ولی نوع آموزش ها به شکلی بود که بسیار با خطا همراه بود. در مقابل اعتراض من خود مسعود رجوی پیام داده بود و من پیام او را از طریق مریم رجوی دریافت کردم. او گفته بود: اصلاً برای ما اهمیتی ندارد که در این عملیات ها انسان بی گناه کشته شود بلکه برای ما مهم است که انطباق حکومت با مردم به هم بخورد و حکومت مجبور شود نیرو های خود را در خیابان مستقر کند و با مردم برخورد کند تا ما از این وضعیت بهره وری سیاسی داشته باشیم و بگوییم که حکومت با مردم خودش درگیر شده است.
وزیری در ادامه گفت: شما گفتید که در سال 60 آموزش خاصی نبود و تنها جزوات سلاح شناسی و تعقیب و مراقبت بود، اما نشریه هایی که در اختیار آن ها قرار می دانند و رژه ها و آموزش هایی که به میلیشیا می دادند چه بود؟ آیا هسته های عملیاتی در دهه 60 که ذیل دو سیاست زدن سرانگشتان نظام و زدن سران نظام اقدام به ترور می کردند آموزش هایی برای این کار به آن ها می شد؟ آیا هسته های عملیاتی متشکل از همین اعضای میلیشیا بود یا از یک کشور دیگری این ها را وارد کرده و در خانه های تیمی به کار گرفته بودند؟
این عضو جدا شده سازمان در پاسخ بیان کرد: منظور من از آموزش، آموزش های سیستماتیک مثل داخل اشرف نبود؛ از قبل از شروع درگیری های مسلحانه در واقع چیزی که سازمان به آن فاز سیاسی می گوید، به فکر کسب قدرت با زور و رفتن به سمت اقدامات مسلحانه بود، تمام این جزوات و دستگاه های شنود و بی سیم از قبل بود. سلاح و اطلاعات نظامی و سوژه را سازمان به تیم می داد، اما آموزش سیستماتیک نبود و آموزش ها عمومی و در کل ایران برای همه کسانی که در خانه های تیمی و ملیشیا بودند وجود داشت.
وزیری پرسید آموزش ها از سوی چه ارگانی بود؟
این عضو جدا شده سازمان گفت: سازمان در هر استان دفتر و نماینده داشت.
وزیری در ادامه پرسید این سلاح ها از هزینه شخصی افراد تامین می شد؟ یا توسط خود سازمان هزینه آن تامین می شد؟
وی در پاسخ گفت: سلاح ها توسط خود سازمان تهیه می شد، عمده سلاح ها مصادره ای بود که پس از انقلاب در مواقع مختلف و عملیات ها این ها را برای چنین روزی جمع و مخفی کرده بودند، تعدادی هم از کردستان که آن زمان مشکلاتی داشت وارد می شد، کسی شخصاً برای سلاح هزینه ای نمی کرد. پس از انقلاب هم هزینه تامین سلاح ها با حزب بعث بود.
نماینده دادستان در ادامه پرسید که آیا هزینه هایی که برای ترور بود هزینه شخصی افراد بود یا سازمان در اختیار آن ها قرار می داد؟
وی گفت: تا جایی که اطلاع دارم هزینه ها را خود سازمان در اختیار افراد قرار می داد و خود افراد هزینه ای نمی کردند، یکی از منابع مالی سازمان در واقع شرکت های بزرگ مثل شرکت های غذایی دریایی و یک هتل در آمریکا و پول هایی که در ازای ارائه خدمات و پروژه ها از کسانی مثل رژیم صهیونیستی و آمریکا می گرفتند، بود؛ اما برای پولشویی اعلام می کند که مثلا برای تلویزیون آن کمک های مالی به آن شده است. قبلا یک واحد مالی و اجتماعی بود که هواداران آن در اروپا برای آن پول جمع می کردند و مستقیم برای ترور استفاده می کردند. اکنون طبق قوانین اروپا و موضوعات پولشویی این امر محدود شده است، اما در امریکا همچنان ادامه دارد.
محمدی، وکیل متهمان با حضور در جایگاه از شاهدی که هویتش مخفی است سوالاتی پرسید.
قاضی: وکیل متهمان ردیف 1 تا 20 از شما سوال می کند، چنانچه اطلاعاتی از سوالات داشتید آن ها را پاسخ دهید.
وکیل: شورای رهبری چه کاربردی داشت؟
این شاهد پاسخ داد: مسعود رجوی به عنوان رهبر عقیدتی قرار دارد، بعد مریم رجوی قرار دارد که هم اکنون به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده است و مسئول تمامی تشکیلات است. بعد از او، مسئول اول است که هم اکنون زهرا مریخی است و او مسئول شورای رهبری است و مسئولیت این شورا، پیش بردن خط کار است که از طرف مسعود رجوی به ستاد های مختلف اعلام می شود.
وی گفت: هر کدام از این ها در راس یکی از ستاد ها قرار داشتند و مسئولیت داشتند تا خط کار را به اصل بدنه منتقل کنند و گزارش کار و پیشرفت آن را به مریم رجوی و مسعود رجوی منتقل کنند. شورای رهبری با دو هدف راه اندازی شده است؛ یکی اینکه زنان هژمونی مسعود رجوی را پذیرفتند و دوم اینکه نمای بیرونی خوبی برای شان از بیرون مجموعه دارد چراکه گفته می شود مسئولان این سازمان زن هستند. نکته دیگر اینکه هر کدام از مردان اگر نظری دارند در زیر دست این زنان قرار دارند و می توانند صدای آن ها را خاموش کنند.
وکیل متهمان پرسید: کادر رهبری چطور؟
شاهد پاسخ داد: به همین قسمت می گویند و یک اصطلاح است و مثلا می تواند شامل مسئولان ارگان باشد که باید به شورای رهبری پاسخگو باشند.
وکیل متهمان پرسید: کادر مرکزی را توضیح دهید.
شاهد گفت: کادر مرکزی هم اکنون وجود ندارد؛ مربوط به سیستم و تشکیلات قبلی می شود.
وکیل متهمان پرسید: در این باره بیشتر توضیح دهید که این کادر در آن زمان متشکل از چه افرادی بود و چه مسئولیتی داشتند؟
شاهد گفت: در آن زمان شورای رهبری وجود نداشت و به جای آن یک کادر رهبری بود، شورای رهبری صرفا به این نکته توجه دارد که اعضا، سرسپردگی به مسعود رجوی و سپس مریم رجوی داشته باشند. حضور ذهن ندارم تا چه سالی این کادر در سازمان فعال بودند.
وکیل: متهمان گفت اعضای کادر رهبری چه کسانی بودند؟
شاهد گفت: عباس داوری و مهدی ابریشمچی و خیلی از افرادی که جزو همین 104 نفر هستند مانند محمدعلی توفیقی و ابوالقاسم رضایی را که به یاد دارم.
قاضی از این شاهد در مورد استدلال های رجوی در خصوص ترور پرسید، آیا از اعضای مرکزی به جز مسعود رجوی کسان دیگری نیز استدلال هایی در مورد ترور و اقداماتی که منجر به قتل افراد می شد را به کار می برند؟
این شاهد گفت: در دهه 60 آن ها می گفتند ما به قدرت می رسیم و همیشه می گفتند یک قانون کلی وجود دارد یا باید این طرف باشیم یا باید در طرف مقابل و این دو قطبی را برای افراد نیز می ساختند که اگر ترور نکنی ترور می شوی و اگر با ما نباشی با دشمن همراه هستید.
وی گفت: در واقع وعده کسب قدرت می دادند، خودشان می گفتند تبلیغ و تهییج یعنی هم تبلیغ می کنند و هم یک هیجانی به وجود می آوردند که با کاری که می کنید افتخار کسب می کنید.
این شاهد عینی ادامه داد: مریم رجوی در سال 73 از قول مسعود رجوی گفت اصلا مهم نیست که بی گناه کشته شود و یا از اعضای خودمان، همانطور که در جلسات قبل گفته شد سازمان علیه نفرات خود نیز دست به جنایت زده است، سال 63 این را شنیدم و شاهد بودم کسی که از زندان خارج شده بود و قرار بود که از طریق پاکستان به عراق برود و در قرارگاه های مجاهدین مستقر شود به علت اینکه مادرش مریض بود و گفت باید از مادرم مراقبت کنم. مسئولین انتقال این فرد گفتند که با صحبت با مسعود رجوی او در پیامی گفته است مجاهد خلق یا در زندان، یا کشته در میدان و یا در قرارگاه اشرف است غیر از این مجاهد خلقی نداریم. این باعث شد حکم قتل یک فرد صادر شود و گفتند مجاهد خلقی نداریم که از مادرش مراقبت کند و برای او اتهام درست کردند تا دستگیر شود و به مجاهدی در زندان تبدیل شود.
وی با بیان اینکه مجاهدین در فضای مجازی هم اکنون نیز به دنبال افراد شرور و سابقه داری می گردند تا از آن ها کانون های شورشی در ایران بسازند، اظهار کرد: با دادن وعده و پول در ابتدا از آن ها می خواهند کار های ساده انجام دهند مثلا تابلویی در گوشه خیابان برای آن ها نگه دارند و پس از آن کار های خشن تری از آن ها طلب می کنند و اگر این کار را نکنند ترتیبی می دهند که دستگیر شوند.
این شاهد عینی با اشاره به موضوع دیگر در رابطه با عملیات مروارید و جریان کردکشی در سال 70 که شاهد چند مورد جنایت شدید بوده است، بیان کرد: در یک مورد وقتی سربازان حزب بعث فرار می کردند تا در مقابل کرد ها قرار نگیرند یکی از جنایت هایی که سازمان انجام می داد این بود که این افراد را دستگیر می کرد و تحویل حزب بعث می داد تا صدام آن ها را اعدام کند. حتی در برخی موارد بلافاصله پس از تحویل این افراد به آن ها تیر خلاص زده می شد.
وی افزود: در یک مورد هم برای اینکه کرد ها جنگ را شروع کنند، 3 نفر از اعضای مجاهدین خلق داخل یک تانک بودند که به این افراد آدرس اشتباهی دادند و این ها وارد منطقه کرد ها شدند که کرد ها نیز این تانک را با آر پی جی زدند. در این حادثه هر 3 نفر سرباز منافقین از بین رفتند و من خودم شاهد این صحنه بودم. در نشست بعد از عملیات، مسعود رجوی گفت که این 3 نفر توسط کرد ها دستگیر شدند، به آن ها تجاوز شده و سپس به آتش کشیده شدند که من به این دروغ بار ها اعتراض کردم و گفتم این افراد حتی به صورت عامدانه توسط سازمان اجتماعی به آن منطقه فرستاده شدند تا کشته شوند.
این شاهد عینی اظهار کرد: در اربعین همان سال مسعود رجوی به فاصله چند دقیقه مرا صدا زد و خطاب به من گفت می دانی امام حسین چرا در روز عاشورا علی اصغر را روی دست گرفت؟ مگر نمی دانست که تیر می خورد؟ گفتم: من ذهنیتی راجع به این موضوع ندارم. رجوی گفت امام حسین با اینکه می دانست علی اصغر تیر می خورد برای مظلوم جلوه دادن خودش این کار را کرد. ما هم همین کار را کردیم؛ این 3 نفر را فرستادیم و این حادثه برایشان رخ داد تا مظلومیت خود را نشان دهیم. در واقع این سرباز ها علی اصغر ما بودند. بلافاصله صحبت خود را قطع کرد و برگه هایی که به وی داده بودم را به سمت من پرت کرد و رفت. در واقع سیاست رجوی این بود که اعضای خود را برای مظلوم نمایی به کشتن دهد. این خصلتی بود که او همواره داشت و از این کار ها زیاد انجام می داد.
وی در ادامه با بیان اینکه آن ها دنبال مظلوم نمایی بودند، گفت: نعوذ بالله خود را در مقام امام حسین(ع) می دانستند که افراد را علم کرده تا کشته شوند تا مشخص شود در مقابل یزید قرار دارد.
قاضی در ادامه گفت یعنی دنبال مظلومیت سازی بودند؟ آیا اسناد دیگری دارید؟
این شاهد عینی پاسخ داد: در عملیاتی که به آن می گفتند راهگشایی، خیلی از اعضای خودشان را برای زدن نیروی انتظامی و خیلی از اعضا را برای اینکه کشته شوند می فرستادند تا بگویند ما داریم کشته می دهیم و این موضوع برای آن ها چندین حسن داشت؛ اولا تامین هزینه از سوی عراق می شدند و دوم اینکه خودشان هم می خواستند خود را عامل تاثیرگذار در صحنه میدان نشان دهند. این قبیل سیاست ها از سوی آنان تا هم اکنون نیز ادامه دارد.
وی گفت: خانم مریخی، در تجمعی در آلبانی می گوید تمام اتهامات دادگاه را می پذیریم همه این اقدامات را بدون وقفه انجام دادیم و از این به بعد صد برابرش می کنیم.
قاضی از وی پرسید آیا آن ها از تمام موضوعات دادگاه مطلع هستند؟
وی گفت: آن ها ابتدا می خواستند دادگاه را نادیده در نظر بگیرند و ساده از کنار آن بگذرند بعد که دیدند نمی توانند کارشناس آوردند و موضوعات قوانین بین المللی را ردیف کردند؛ گفتند کار ما مقاومت بوده است.
قاضی در ادامه پرسید آیا برگزاری دادگاه توانسته است نسبت به اعتقادات اعضا تردیدی را ایجاد کند؟
وی گفت: بله. به وضوح مشخص است، بعد از دادگاه و پس از جلسات دهم و یازدهم و جلساتی که به کنوانسیون های بین المللی اشاره کردید، از هواداران و تجمعات آن ها کم کرده است. اکنون با صرف هزینه های گزاف هم در تجمعات آن ها بیش از سه یا چهار نفر حضور پیدا نمی کنند؛ به وضوح مشخص است که از تاثیرات جلسات دادگاه است.
این شاهد عینی گفت: آن ها اکنون اعلام می کنند شما در دادگاهی هستید که ممکن است هزینه ساز باشد و با پول قبلی نمی توانند حضور پیدا کرده و هزینه های بالاتری را طلب می کنند.
وی افزود: اینکه می پذیرند و می گویند ما صدبرابر بیشتر می کنیم نشان از این است می خواهند اعضا را در مخمصه قرار دهند و ترس از جدایی و فرار را در دلشان ایجاد کنند که بگویند در صورت جدا شدن شما باغی هستید و جمهوری اسلامی شما را عفو نخواهد کرد.
وکیل شکات ادامه داد: کلیپی داریم درباره مشارکت اعضای سازمان در فعالیت های سازمان مبنی بر انجام اعمال تروریستی که درخواست نمایش آن را داریم.
در این بخش اگر اجازه دهید آقای تسخیری به عنوان کارشناس حقوق بین الملل بیاید و درباره تروریسم مطالبی را ارائه کنند.
محمد صالح تسخیری، عضو هیئت علمی دانشگاه قم و پژوهشگر در حوزه حقوق بشر دوستانه با حضور در جایگاه به بیان مطالبی پرداخت و گفت: امروز برای پاسخ به یک سوال در اینجا حضور دارم و آن سوال این است که وضعیت دولت ها و تعامل با تروریسم از منظر حقوق بین الملل در چه حالاتی قرار می گیرد؟ و چه راهکار هایی را در خصوص این موضوع باید پی بگیریم؟
وی افزود: در طول جلسات گذشته اساتید مختلفی در این دادگاه حضور پیدا کردند و نکاتی را عنوان کردند که بنده از تکرار مکررات اجتناب می کنم و به بیان نکات مهمی که جای توجه دارد بسنده می کنم. در ابتدا کلیتی از مسئله را مطرح کنم و سپس به پرونده منافقین ورود پیدا می کنم.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: در رابطه با تعامل دولت ها با تروریست ها 3 اصطلاح داریم که شامل دولت های حامی تروریسم، میزبان تروریست و ناتوان در برخورد با تروریسم هستند. همانطور که اطلاع دارید دولت های حامی تروریسم دولت هایی هستند که عمل گروه های تروریستی و سازمان های تروریستی بنا به یک مولفه عملکردی به آن ها منسوب می شود؛ یعنی ویژگی انتساب در آن ها وجود دارد.
وی با بیان اینکه نظریات مختلفی در حقوق بین الملل وجود دارد و همه این ها نیز اعمال می شوند و نظریه ای نیست که وجود یکی نافع دیگری باشد، عنوان کرد: بر اساس نظریه کنترل محض یک گروه تروریستی در اطاعت محض از یک دولت به سر می برد و مثل یک ارگان و سازمان سیاسی نظامی از یک دولت محسوب می شود. نظریه دیگر نظریه کنترل موثر است که یک دولت در هدفگذاری ها و ارائه خدمات راهبردی یک سازمان تروریستی را به صورت موثر کنترل می کند. این نظریه در چند طرح پیش نویس مسئولیت بین المللی حقوق بین الملل آمده است و رای دیوان بین المللی دادگستری در پرونده علیه آمریکا آمده و دیوان آنجا اظهار کرده که عملیات این گروهک به علت کنترل نظامی دولت آمریکا بوده و منسوب می شود که آمریکا مسئول عملیات تروریستی آنهاست. در مبسوطی که تقدیم دادگاه کردم جزئیات این امر نوشته شده است.
این پژوهشگر حقوق بشر دوستانه یادآور شد: نظریه دیگر نظریه کنترل عمومی است که در این فرض دولت به علت اعتمادی که به آن گروه تروریستی دارد لزوماً برای آن ها نقطه گذاری نمی کند، اما آن ها را برای فعالیت آماده می کند. هر سه نظریه موجب می شود که یک سازمان تروریستی فعالیتش منسوب به دولت شود و آن دولت عنوان حامی تروریسم را به خود بگیرد. این سطوح حمایت شامل سطوح مختلفی از قبیل حمایت معنوی و عقیدتی یا حمایت مالی است.
وی ادامه داد: وقتی از تامین مالی تروریسم حرف می زنیم لزوماً به معنای تجهیز نظامی تروریست ها نیست بلکه قرار دادن وجوهی برای تامین محل اسکان، شبکه گیری، عضوگیری ، ساخت کمپ و ساخت فعالیت های شهری و مدنی نیز جز تامین مالی تروریسم محسوب می شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم اظهار کرد: سطوح مختلف حمایت موجب می شود که عمل یک گروه تروریستی منسوب به یک دولت شود. اما دسته دوم دولت ها که دولت های میزبان تروریسم محسوب می شوند عمل تروریستی شاید منسوب به دولت میزبان نشود و با یک مولفه، عمل تروریستی آن ها را درگیر می کند آن هم مولفه ای است که شورای امنیت در قطعنامه های مختلفی که پس از 11 سپتامبر 2001 به تصویب رسیده عنصر پناه دادن را اضافه کرده است و گفته است که اگر دولتی فقط به این ها پناه دهد و خالی از اینکه به این ها راهبردی دهد و هدایت پذیری انجام دهد و از لحاظ لجستیکی حمایت کند صرف این میزبانی را مسئولیت قرار داده است.
وی افزود: نکته دیگر این است که یک دولت در قبال این سازمان های تروریستی چه وظایف و تعهداتی را دارد اولین تعهد، تعهد به پیشه گیری است یعنی یک دولت در هر فرض متعهد است که مانع از اقدامات تروریستی یک سازمان شود. دومین تعهد که شامل دولت میزبان نیز می شود تعهد به محاکمه یا استرداد است و در مقابل گروه تروریستی نمی تواند حالت خنثایی را بگیرد. سومین تعهد، تعهد به منع مداخله در اقدامات آن ها و منع استفاده از بازیگران یا کنشگران غیردولتی و خواسته همین سازمان های تروریستی است.
این پژوهشگر در حوزه حقوق بشر دوستانه اظهار کرد: تعهد دیگر جرم انگاری فعالیت این ها است و دولت نمی تواند تعهد داخلی خود به تصویب قوانین داخلی را نادیده بگیرد. آخرین تعهد که شاید این دادگاه نیز در راستای همین تعهد بوده، تعهد به حمایت از قربانیان ترور است و یکی از تعهدات بین المللی دولت ها بوده است؛ چه دولتی که قربانیان ترور تابعیت آن را دارند چه دولت هایی که حتی قربانیان تابعیت آن را ندارند.
وی ادامه داد: در حال حاضر این نظام در دیوان عدالت کیفری است و دولت ها در راستای اجرای عدالت کیفری هزینه ای را پرداخت می کنند در راستای اینکه از قربانیان اقدامات آن ها دفاع کنند. درباره اینکه این سازمان و گروه تروریستی از چه ویژگی هایی برخوردار است چه موجودیتی را می توانیم به سازمان تروریستی دهیم ملاک های مختلفی در حقوق بین الملل وجود دارد که این ملاک ها فهم می شود. اولین ملاک، مادی است یعنی مجموعه اقداماتی که مصادیق ترور محسوب می شوند، دومین ملاک، معنوی است یعنی حس تعلق به سازمان و حس اعتقاد به الزام آور بودن دستورات سازمان که در یک بدنه جریان دارد. سومین ملاک، ساختاری است یعنی یک سازمان دارای سلسله مراتب باشد و رهبری و فرماندهی داشته باشد و به صورت سلسله مراتب خارج از یک فعالیت بدون نظام و بدون ساختار فعالیت کند. ملاک چهارم، برخورداری از یک سیاست کلان است یعنی یک هدف داشته باشد.
تسخیری بیان کرد: آیا یک سازمان با تغییر نام، آیا یک ساختار با تغییر ساختار، آیا یک سازمان تروریستی می تواند تغییر ماهیت دهد و از حالت تروریستی خارج شود و غیر تروریستی شود؟ جواب بسیار مشخص است بله سازمان تروریستی می تواند با تغییر ساختار تبدیل به یک سازمان غیرتروریستی شود. آیا سازمان مجاهدین خلق یا منافقین با تغییر اسم (تغییراتی که مدعی است) به یک سازمان غیرتروریستی تبدیل شده است یا خیر؟ جواب مشخص است تغییر در ساختار و تغییری که در اسناد و نصوص حقوقی آمده است یعنی اینکه یک سازمان از رویکرد تروریستی به سمت مشارکت سیاسی گریز پیدا می کند.
وی ادامه داد: تغییر ماهیت یعنی افرادی که در زمان فعالیت های تروریستی مرتکب جنایاتی شدن هنوز در راس آن ساختار قرار دارند یعنی تغییر ساختار مدیریتی یک سازمان تروریستی زمانی قبول می شود که افرادی که مرتکب جنایت شدند دیگر در آن ساختار باقی نمانده باشند، چون که جنایاتی که آن ها انجام می دهند مشمول عفو و مرور زمان نمی شود و مشمول یک محاکمه قطعی خواهد بود.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم بیان کرد: بنابراین تغییر ساختار زمانی معنا پیدا می کند که آن دسته از افرادی که مرتکب جنایات شدند دیگر در آن ساختار نباشند و ساختار به صورت کامل به سمت یک حرکت غیرتروریستی رفته باشد و سازمان به یک مشارکت سیاسی ورود کرده باشد و دیگر جاسوسی، نفوذ، خبرسازی کذب نداشته باشد آیا در خصوص سازمان منافقین چنین اتفاقی افتاد؟
این پژوهشگر در حوزه حقوق بشر دوستانه اظهار کرد: سازمان مجاهدین در بسیاری از دولت هایی که آن را گروه تروریستی می دانند، در دو مرجع از سازمان های تروریستی خروج پیدا کرده اند. نخست مراجعی که سیاسی بودند و اعلام فهرست تروریستی می کردند؛ دومین قسمتی که از تروریستی خارج شدند قسمت های محاکم قضایی بود، چرا این ها توانستن خارج شوند؛ حتماً لابیگری کردند و یک منفعت سیاسی و ابزاری بود که این ها را خارج کردند.
تسخیری عنوان کرد: سال 2006 سازمان مجاهدین خلق در دیوان اروپایی دادگستری که این دیوان در اتحادیه اروپا تاسیس شده و اعتراضات به مصوبات اتحادیه در این دیوان مطرح می شود، شورای اروپایی که یک رکن اتحادیه بود مصوبات مکرری را علیه سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان یک گروه تروریستی مصوب کرد. این ها در دیوان اتحادیه در سال 2006 یک پرونده مطرح کردند و دیوان قبول نکرد. یک سری تغییر و تحولات صورت گرفت و در سال 2008 مجدد این پرونده را مطرح کردند و دیوان در متن رای اشاره کرد من می دانم سازمان مجاهدین نخست وزیر و شورای عالی قضایی ترور کردند حتی شهید صیاد شیرازی را ذکر می کند و شورای اروپا به من گفته است که تغییر اسم این ها لزوماً تضمینی برای این نیست که آن ها در آینده مرتکب یک جنایت تروریستی نشوند، اما من بنا به فقدان ادله حقوقی مصوبه شما را الغا می کنم.
وی افزود: در سال 2011 تا 2013 مجدداً یک پرونده دیگری توسط سازمان مجاهدین خلق مطرح می شود و دیوان می گوید که من اطلاع دارم دولت های اروپایی در داخل این ها را در گروه های تروریستی رسمی خود آوردند، اما باز هم من به عنوان فقدان ادله حقوقی و دادرسی اساسی آن ها را خارج می کند.
این پژوهشگر در حوزه بشر دوستانه اظهار کرد: دیوان می گوید می داند که این افراد تروریست هستند و قابلیت محاکمه دارند، اما می گوید من با محاکمه افراد و سران کاری ندارم و یک رای محکمه علیه این شخصیت حقوقی نیاز دارم؛ یعنی زمانی که این شخصیت حقوقی سازمان مجاهدین اگر علیه این چنین چیزی بود می توانستم بگویم انسداد اموال کل سازمان، استرداد اعضای کل سازمان و پلمب دفاتر کل سازمان است. این اقدام شما قطعاً حرکت بسیار بزرگی است سازمان مجاهدین باید دچار محکومیت شود و ادله بسیاری نیز وجود دارد، ولی بالاتر از فرد اگر محکومیت انجام پذیرد بسیاری از قلمرو عملکردی آن ها در غرب از لحاظ همین عنوان بسته می شود اقدام شما در طراحی این محکمه قضایی شفاف که دارای وکیل است و دادرسی اساسی وجود دارد بسیار بزرگ است.
وی افزود: تک تک اعضای مجاهدین خلق قابلیت محاکمه، قابلیت منع فعالیت را دارند همچنین قابلیت استرداد را دارند این ها مجرم سیاسی نیستند و اقدامات این ها جنایت بین المللی است. 3 دسته جنایت بین المللی در خصوص اقدامات تروریستی منافقین قابل انتساب بوده؛ اینها جنایت علیه بشریت در زمان غیرجنگی، جنایت جنگی، جنایت نسل زدایی است.
قاضی خطاب به عضو هیئت علمی دانشگاه قم بیان کرد که نظر شما در خصوص عفو این افراد چیست؟
تسخیری اظهار کرد: اگر فرد به فرد باشد قابلیت بررسی قضایی را دارد، اما خروج منافقین فرد به فرد در اتحادیه اروپا موردی بررسی نشده و این ها یک مصوبه ای را در شورای اتحادیه اروپا دارند و وارد دیوان اتحادیه اروپا شدند و اصل مصوبه را لغو کردند، ولی خود دولت های اتحادیه قابلیت بررسی را دارند.، اما ذی نفع بررسی اقدامات آن ها کیست؟ عموماً دولتی است که قربانی تروریسم در آنجا قرار گرفته است یعنی ذی نفع ما هستیم و نمی شود انتظار داشت که آن ها شروع به رسیدگی کنند مگر اینکه به طرفیت از ایران و قربانیان در آن جا طرح پرونده شود.
در ادامه ایرج صالحی از اعضای جدا شده سازمان در جایگاه قرار گرفت و قسم یاد کرد که جز راستی در دادگاه نگوید.
صالحی، عضو جدا شده سازمان با بیان اینکه من زمانی که نوجوان 13 ساله بودم تحت تاثیر شعار های سازمان عضو آن شدم، ادامه داد: سازمان شعار می داد که دنبال آزادی و مساوات بین زن و مرد و عدل علی و آزادی فلسطین است. در دبیرستان فعالیت هایی داشتم و سال 64 از طریق یک نفر از مسیر ترکیه به عراق رفتم و 20 سال آنجا بودم به مرور متوجه شدم سازمان در عمل کاری می کند که با تفکرات من و شعار ها مغایرت دارد، اما به دلیل اینکه سیستم فرقه ای بود و اجازه خروج به کسی را نمی دادند در آنجا ماندم. صدام که توسط آمریکا سرنگون شد و قدرت سازمان کم شد، من به همراه هزار نفر از سازمان جدا شدیم. ما با دنیای خارج ارتباطی نداشتیم و اطلاعاتی نداشتیم و فقط یک تلویزیون در سالن ها بود که برنامه های خودشان را پخش می کرد و طوری القا کرده بودند که ایران یک روستا است و اگر به ایران برویم اعدام می شویم به همین دلیل می خواستم به خارج کشور برم، اما مادرم بیمار شد.
این عضو جداشده سازمان گفت: حدود 20 سال با هیچ کدام از اعضای خانواده ارتباط نداشتم. اواخر تلفنی در اختیار ما قرار دادند که با خانواده هایمان ماهی یک بار صحبت کنیم. با خواهرم تماس گرفتم و به من گفت که مادرم بیمار است. به ما القا شده بود که اگر به ایران برویم اعدام می شویم، اما خانواده ها گفتند که ایران اعلام کرده کسی که دستش به خون کسی آلوده نشده، عفو می شود. تصمیم گرفتم و به ایران آمدم و به ما گفتن شما مانند یک شهروند عادی هستید. گذشته شما عفو شده است.
الهه پیروزفر، وکیل متهمان با حضور در جایگاه از ایرج صالحی سوالاتی پرسید.
پیروزفر پرسید: شما در اظهارات خود گفتید مسعود رجوی تلویحا انفجار حزب را پذیرفته است.
صالحی گفت: بنده از مسعود رجوی شنیدم که گفت ما 72 تن بلکه 120 تن را کشتیم.
پیروزفر پرسید: در مورد هواپیماربایی سازمان گفتید. از چند مورد اطلاع دارید؟
این عضو جدا شده سازمان گفت: از یک مورد اطلاع دارم که هواپیما را به فرانسه بردند.
قاضی تذکر داد: در حال حاضر باید سوالات در مورد حادثه انفجار حزب باشد.
پیروزفر گفت: خانم رقیه ملک محمدی از اعضای مهم کادر رهبری چند سال در کادر رهبری بودند.
صالحی گفت: تقریبا از سال 72 مسئول عملیات بود. همه در یگان ما می دانستند که خانم ملک محمدی مسئول عملیات های نامنظم است.
قاضی از شاهد پرسید: آیا شما از این خانم شنیدید که عملیات انفجار حزب را انجام دادند.
صالحی گفت: بله ما به عنوان نیروی حفاظت تا مرز رفتیم به ما لباس نیرو های عراقی دادند. خانم ها برای اینکه شناسایی نشوند تا مرز نمی آمدند. ملک محمدی بعد به بخش روابط خارجی رفت و با عراقی ها در ارتباط بود.
پیروزفر پرسید در حوزه رسانه چه کسانی کار می کردند؟
صالحی گفت: زهرا مریخی و چند نفر دیگر بودند.
پیروزفر پرسید:در کادر رهبری تصمیم گیری اصلی با چه کسانی بود؟
صالحی گفت: یک زمانی دفتر سیاسی داشتند. سال 64 مسعود رجوی دفتر سیاسی را منحل کرد و گفت تمام تصمیم ها با من است. بعد هیئت اجرایی ایجاد شد. دوباره هیئت اجرایی منحل و شورای رهبری ایجاد شد.
انتهای پیام/
{{name}}
{{content}}